الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر هارون الرشيد در مسائلى
ميان من و او معانقه بود زو چون دست از گردن من برداشت و مرا گذاشت و گفت : يا موسى بن جعفر بنشين با اطمينان خاطر زيرا كه ترا أصلا هيچ گونه بأس و خوف ضرر از من نسبت بتو متصوّر نيست .
من چون در آن أثر نيك در او نظر كردم ديدم كه از هر دو چشم او آب مانند فواره جوشيد من نظر از او برداشتم و رجعت بنفس خود نمودم .
رشيد در آن وقت روى بمن آورده گفت : تو راست گفتى و جدّت رسول ايزد خالق نيز صادق بود و الله كه بعد از ملاقات شما خونم بحركت آمد ، و عروقم بغايت مضطرب و بىآرام و رقّت بر من مستولى گشته در آن مرام بىانتظام شدم و آب از چشمم بىاختيار روان و آشكار گرديد .
يا موسى ترا طلب كردم بجهت آنكه چيزى بسيار خلجان سينه و خاطر منست و مدّتى است كه من هيچ أحدى از أرباب فضل و حال از كيفيّت حقايق آنها استعلام و سؤال نكردم اگر تو مرا از آن مجاب گردانى در آن باب آنچه جواب صواب بود بيان نمائى دست از تو بردارم و قول هيچ أحدى را در حقّ تو نشنوم بدرستى كه بمن رسيد كه شما هرگز دروغ نگفتيد نبايد كه تصديق من نمائيد در باب مختلجات كلام كه در خاطر منست .
آن حضرت گويد كه : من در جواب رشيد گفتم : حقايق امور آنچه دانم ترا بر آن مطَّلع گردانم بشرطى كه مرا از طرف خود ايمن گردانى .
هارون رشيد گفت : ترا امانست اگر بمن راست گوئى و ترك تقيّه كه شما معشر بنو فاطمه و بنو عبد المطَّلب ميدانيد نمائيد .
آنگاه فرمود كه : يا موسى بن جعفر ما در نسبت با رسول ( ص ) مساوى با شما خواهيم بود و أصلا هيچ گونه تفاوت در آن باب ميان ما و شما با حضرت