الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٦ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
گويند كه اثبات نبوّت و رسالت آن حضرت فرمائيد و چون أحدى ارادهء بيان دلايل و حجج بر آن جمعى لجج نمايد آن طايفه بر آن مرد بدل از روى بهت و جهالت سخنان گويند و آن كس اگر دليل ايشان را با حجّت خود باطل كند اين جماعت أصلا استماع دلايل او ننمايند و چندان مغالطه نمايند تا ترك قول خود نمايد ، يا سيّدى و مولاى شما از اين جماعت بر حذر بوده ، جعلت فداك يا خير يا سيّد .
آن سرور صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از كلام نوفلى تبسّم نمود بعد از آن فرمود كه : يا نوفلى آيا ميترسى كه آن لئام بوسيلهء لجاجت و ابرام حجّت ناتمام خود را بر ما قطع و اتمام نمايند ؟
نوفلى گويد كه گفتم : لا و الله من در هيچ دم بواسطهء مباحثه و مجادلهء فضل و علم از جهت شما نترسيدم بدرستى كه من از حضرت ذو المنن مترجّى و مترقّبم كه شما را بر آن طايفه وخيم العاقبه مظفّر و منصور گرداند ان شاء الله تعالى .
پس آنگاه آن ولىّ الله تعالى فرمود كه : يا نوفلى آيا ميخواهى بدانى كه در چه ساعت و چه دم مأمون از اين حركت ناملايم پشيمان و نادم گردد ؟
گفتم : نعم يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم .
آن حضرت فرمود كه : ندامت مأمون و پشيمانى از اين حركت ناموزون در هنگامى خواهد بود كه استماع احتجاج ما بر يهود و أهل تورات بتورات آن طايفه عاقبت نامحمود و بأهل انجيل بانجيل ايشان و بر أهل زبور بزبور آن جماعت و بر گروه صائبين بعبرانيّت ايشان و بر هرابذه بغارسيّت آن قوم و بر أهل روم بروميّت ايشان و بر أهل هر مقالات بلغات آن طوايف نمايد كه بآن مردم