الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٢ - ذكر بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى ع بر مردى در امر هاروت و ماروت
كرام عظام ايزد علَّام كه تمامى شما اجتماع بر خوبى آنها نمائيد اختيار فرمائيد تا بزمين بخلافت و حكومت و عدالت و نصفت بنى آدم بعد از تبديل صورت ملكى بصفت انسانى رفته بحكم ايزد كبير بر آن أمر خطير قيام و اقدام نمائيد تا حقيقت حال بر شما بىقيل و قال بيّن و آشكار در جميع أحوال گردد .
ملائكه بعد از استماع كلام منادى اتّفاق بهاروت و ماروت و ملك ديگر كه در ميان أصناف ملايك ايزد قادر در تقوى و صلاح و عبادت فالق الاصباح از ساير ملك خداى تعالى و تبارك ممتاز و مشتهر بودند اختيار فرمودند .
چون آن سه نفر بعد از تبديل بصورت بشر بزمين آمده بحكومت بنى آدم متمكَّن و مستقرّ گرديدند يكى از آن سه نفر كه بحذاقت عقل و تميز از آن دو نفر ديگر ممتاز بود فكر در مآل أحوال خود نمود .
بعد از توبه و انابت بحضرت ربّ العزّت و قبول توبه مراجعت به معبد أصلى و مكان اوّلى خود معاودت فرمود .
امّا هاروت و ماروت در زمين بحكومت بنى آدم مشتغل بودند تا آنكه عورتى زهره نامى كه بمرافعه و مخاصمه با جمع بنزد ايشان رفتند چون زن در حسن و جمال بديع المثال بود هر دو عاشق و مفتون آن عورت شدند و هر يك ايشان به پنهانى بر ديگر اظهار تعشّق نمودند ايشان را در وقت خاصّ بمواصلت خود موعود گردانيد قضا را هر دو چون در همان يكوقت و زمان موعود بودند در يك زمان در نزد ايشان آن عورت حاضر شدند آن زن مواصلت كام خود را موقوف بانصرام و ارتكاب بعضى از شرايط بىسرانجام گردانيد مثل شرب خمر و قتل نفس محرّمه و تعليم اسم أعظم چون ايشان قبول شرايط بالتّمام نمودند و در انجام و انصرام آن سعى و اهتمام فرمودند .