الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٠ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
دفع آن بىشبهه و گمان نيست زيرا كه تورات موسى كليم الله و انجيل عيسى روح الله و زبور داود نبىّ الله و فرقان محمّد حبيب الله ناطقاند بر آن پس اگر هر كسى كه احياء موتى و ابراى أكمه و أبرص و مجانين نمايد شما او را خدا دانيد بايد كه شما بغير ربّ الأرباب همه اين جماعت را خدا دانيد . آنگاه گفت : چه ميگوئى يا نصرانى ؟
جاثليق گفت : قول قول تست و لا اله الَّا الله .
بعد از آن امام الانس و الجان ملتفت بجانب رأس الجالوت گرديد و فرمود كه : يا يهودى روى بمن آر تا از تو سؤال آيات عشره كه بحضرت موسى عليه السّلام منزل گشته نمايم .
آيا تو در تورات نوشته يافتى كه باين مضمون مرقوم بود كه نباء محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و امّت او هر گاه بيايد امّت أخيره متابعان راكب بعير آن جماعت تسبيح ربّ العزّت نمايند جدا جدا تسبيح كردن جديد در كتابش بود .
پس بايد كه بنى اسرائيل فزع و پناه بسوى ايشان برند و بجانب ملك ايشان روند تا آنكه دلهاى آن طايفه مطمئنّ گردد زيرا كه در دست متابعان راكب بعير شمشيرهاست كه امم كافره را در أقطار أراضى عالم پاك ميگردانند يا يهودى در تورات موسى بن عمران بهمين نوع مكتوب و عيانست .
رأس الجالوت گفت : نعم ما همچنين در تورات يافتيم .
پس از آن بجاثليق گفت : يا نصرانى آيا بكتاب شعيا عارف و دانائى يا نه ؟
جاثليق گفت : حرف بحرف آن كتاب را عالم و عارفم .