الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٥ - جواب امام على بن موسى الرضا ع از سؤالات مأمون
فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً ) * .
يعنى : اگر اراده و مشيّت ربّ الأرباب در باب ايمان سكنهء زمين بر سبيل الجاء و اضطراب متعلَّق گردد در دار دنيا هر آينه تمامى آنها ايمان مىآوردند چنانچه در هنگام رؤيت ناس و معاينه در آخرت اظهار ايمان مينمايند و اگر من كه خالقم خلايق را مجبور بطاعت و ملجا بمتابعت خود - گردانم هر آينه خلق از من مستحقّ مدح و ثواب يا محمّد ( ص ) در هيچ باب نگردند ليكن ارادهء من عزيز ميهنم از ايشان آنست كه همگى طوايف خلقان در حالت اختيار من غير كره و اجبار ايمان بحضرت ايزد غفّار آرند تا آنكه از من مستحقّ زلفى و كرامت و دوام خلود و ابود در جنّت الخلد كه دار الأمن ، و استراحت است گردند .
آيا تو اكراه مردمان بايمان ميكنى و ايشان را مجبور بآن ميگردانى تا مؤمن گردند يعنى حصول اين أمر از تو بغايت متغيّر بلكه غير ممكن و متعذّر است لهذا ملك تعالى اين آيت بحضرت سيّد الورى انزال و ارسال نمود كه * ( أَ فَأَنْتَ تُكْرِه النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) * و اين اشاره بآنست كه اكراه امّت بنبىّ الانس و الجانّ بر اسلام و ايمان در حيّز قدرت و اقتدار نبىّ المختار نيست بلكه آن منوط و مربوط باراده و مشيّت حضرت قادر مختار است .
و امّا قول حضرت عزّ و جلّ * ( وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ الله ) * پس اين آيه بر سبيل تحريم ايمان بدون اذن رحيم الرّحمن نباشد بلكه معنى آن بدين وجهست كه ايمان نمىآرد هيچ نفس بحضرت خداى تعالى و تقدّس مگر باذن و ارادهء ايزد مقدّس و اذن حضرت ذو المنن عبارت از أمر أرباب نفوس است بايمان بنوعى كه ايشان را تكليف بآن كند كه تعبّد او نمايند به