الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٦ - بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى در امر تقيه در دين
صاحب سعادت فرمود .
قادر معبود آن كس را معزّز و ممتاز نمود و هر كه ابا از قبول ولايت نمود آنها را واجب تعالى مسخ گردانيد بصفت ضفادع آيا چنين است يا نه ؟ أبى محمّد الحسن العسكرى عليه السّلام فرمود كه معاذ الله از اين جماعت دروغ گويان كه بر ما چيزهاى غير واقع نسبت ميدهند ملائكه عزّ و جلّ ايشان رسل خداى لم يزلاند چنانچه ساير أنبياء خداى تعالى بخلق مبعوثاند .
آيا از أنبياء كفر بخداى تعالى ميسّر و ممكن است يا نه ؟
گفتم : نه آن حضرت ( ع ) فرمود كه : ملائكهء عظام كرام ايزد علَّام نيز بهمين نهج و انجامند .
و باسناد مقدّم متكرّر از أبى يعقوب و أبى الحسن مرويست كه ما هر دو بنزد حضرت حسن بن علىّ أبى القائم صلوات الله عليهم حاضر شديم در آن أثناء بعض از أصحاب آن سرور بخدمت او حاضر شدند و گفتند كه :
يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مردى از برادران ما شيعه به نزد ما آمد و ميگويد كه : مرا جهّال عامّه امتحان بمذهب و تفتيش آن در امامت أئمّه البريّه مىنمايند و مرا قسم ميدهند كه تو شيعه نباشى من در آن أمر متحيّرم كه چه كنم و چگونه از دست آن مستخلص گردم .
من گفتم : او را كه آن طايفه بتو چه ميگويند ؟
گفت : ميگويند كه بگوئى فلان بعد از رسول آخر الزّمان امام خلقان و پيشواى تمامى امّتان است و مرا لا بدّ و ناچار است كه در جواب آنها گويم كه نعم و اگر تصديق بنعم ننمايم مرا چندان زنند كه از جان بفرسايم و چون گويم نعم