الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٢ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
از آن پيغمبر نمودند و آنچه من در باب نبوّت محمّد ذكر كردم كه در انجيل مذكور است ، اگر منكر آن شوى واجب القتل گردى زيرا كه تو كافر پروردگارت ايزد قادر و پيغمبرت عيسى بن مريم و بكتابت انجيل شدى .
جاثليق گفت : من منكر آنچه از انجيل بر من ظاهر و بيّن و لايح و روشن گرديد نخواهم شد و مقرّم بآن .
آن ولىّ قادر مختار گفت : اى حضّار گواه بر اقرار او شويد .
بعد از آن گفت : يا جاثليق سؤال كن از آنچه در خاطر دارى .
جاثليق گفت : مرا خبر از حوارىّ عيسى پيغمبر ده كه چند نفر بودند و از عدد علماى انجيل مطَّلع گردان كه آن طايفهء محمود العاقبه كه چند كس بودند ؟
حضرت امام رضا ( ع ) فرمود كه : بر مخبر عارف و عالم معارف وارد شدى بدان كه حواريّين عيسى پيغمبر دوازده نفر بودند و أفضل و أعلم آن مردم لوقا بود و امّا علماى نصارى آن جمع نيكو سير نيز سه نفر بودند : يوحنّا اكبر ياحى و يوحنّا بقرقيسيا و يوحنّا الدّيلمى بزخار بود كه ذكر حضرت پيغمبر جليل القدر ما و ذكر أهل بيت آن سرور در نزد او بود و او كسى است كه مبشّر امّت عيسى و بنى اسرائيل برسالت و بعثت حضرت نبىّ الرّحمه بود .
آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : يا نصرانى و الله كه ما ايمان و اقرار داريم به عيسى كه او ايمان بمحمّد آخر الزّمان آورده بود .
امّا منكر هيچ چيز عيساى شما نيستم مگر ضعف او را در بندگى ربّ العزّت و قلَّت صيام و صلاة او را در عبادت .
جاثليق بعد از استماع اين كلام از آن امام الأنام گفت : و الله كه شما