الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٩ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
فقالوا * ( وَإِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى الله جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ ) * بظلمهم .
تفسير آيه و الله أعلم آنست كه أصحاب موسى كليم الله كه برفاقت آن نبىّ آله به ميقاتگاه رفته بودند ميگفتند كه : ما ايمان بشما نمىآريم تا حضرت حقّ سبحانه و تعالى را ظاهر و آشكارا نبينيم هر چند از گفتن آن كلام منكر منع و زجر مىنمود مفيد نيفتاد .
چون حضرت مهيمن قادر آن طايفه را بر قول آن أشياء مصرّ و مستمرّ ديد آن ظلمه را بصاعقهء نار محترق گردانيد و آن هفتاد را بالتّمام سوختهء نابود ساخت .
حضرت موسى عليه السّلام فردا وحيدا باقى ماند چون حال بدان منوال مشاهده نمود متحيّر گشته بموقف بارگاه حضرت آله معروض گردانيد كه ملكا صمدا مهيمنا احدا من بموجب حكم و أمر تو هفتاد نفر از أعيان بنى اسرائيل برگزيدم و آن جماعت را بعد از استخاره بأمر حضرت شما بميقاتگاه آوردم الحال اگر من تنها اين خبر به بنى اسرائيل برم چون تصديق بخبر من نمايند و اگر ارادت و مشيّت ربّ العزّت شما در هلاكت ايشان متعلَّق بود بايست پيشتر از آن ما و ايشان را هلاك ميگردانيدى در اين وقت سفهاء اين قوم با ما چه گويند چنانچه وثيقه كريمهء * ( لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا ) * الآيه شاهد اين كلام است .
چون موسى عليه السّلام اين استدعا و التماس از حضرت خالق الجنّ و النّاس نمود عزّ و جلّ بموجب دعا و التماس موسى ( ع ) بعد از آن آن طايفه را - بالتّمام زنده گردانيد .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : جميع آنچه من ذكر كردم ترا قدرت