الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢١ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
آمده بيان آن نمائى ؟ رأس الجالوت گفت : مثل شكافتن بحر نيل بأمر ربّ جميل بواسطهء عبور بنى اسرائيل ، و ديگر قلب عصاى آن نبىّ ايزد تعالى بصورت اژدها و سيّم انفجار حجر بضرب عصا و اظهار عيون مشحون بر آبها ، و چهارم بيرون آوردن دستها و اشتعال أنوار از سر انگشتان آن نبىّ الورى و علامات ديگر از آن پيغمبر جليل القدر بيّن و ظاهر گرديد كه خلايق را قدرت بر أقدام أمثال آنها نيست .
حضرت امام الورى أبى الحسن الرّضا عليه التّحيّة و الثّناء فرمود كه :
راست گفتى در باب آنكه آنچه ذكر كردى تمامى آن حجّت و برهان نبوّت موسى بن عمران بود كه خلايق را قدرت باتيان مثل آنچه آن حضرت در آن وقت براى امامت ظاهر كرد نبود .
اى رأس الجالوت آيا نه هر كسى كه دعوى نبوّت كند و بر طبق دعوى خود معجزه چنان بيّن و عيان گرداند كه هيچ أحدى از خلقان را قدرت اظهار و اتيان مثل آن نباشد بر شما تصديق آن كس بر ثبوت او بحكم واجب تعالى و تقدّس واجب و لازم بلكه از فروض متحتّم است .
رأس الجالوت گفت : نه بر ما تصديق آن شخص لازم نيست زيرا كه موسى كليم عليه التّحيّة و التّسليم را نظير و شبيه در عمل و مثل بواسطهء قرب و مكان عزّت و محلّ بحضرت عزّ و جلّ نبود و هيچ أحدى مثل آن رسول كامل نخواهد بود ، پس بر ما واجب نيست كه اقرار بر نبوّت هر مدّعى رسالت نمائيم مگر آنكه آن كسى بر علامت و نشان كه موسى بن عمران عليه السّلام بخلقان آورد او نيز بمثل آنها بهتر از آن ظاهر و عيان گرداند .