الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر هارون الرشيد در مسائلى
و جز اين نيست كه هر كس منسوب بوالد آن كس است و فاطمه زهراء عليها سلام ظرف و رعاء بود و نبىّ المحمود جدّ مادرى شما بود ؟
حضرت امام الأكرم موسى الكاظم عليه السّلام فرمود : كه من چون اين كلام ناموزون از هارون رشيد شنيدم گفتم : من نسبت نسب خود به حضرت نبىّ الواهب بر شما ظاهر گردانم .
رشيد گفت : نعم .
گفتم : اگر حضرت نبىّ الرّحمه از تو خواستگارى كريمهء تو نمايند ، شما اجابت آن حضرت در تزويج بنت خود مينمائيد .
رشيد گفت : سبحان الله چرا اجابت نكنم بلكه بعد از اجابت فخر بر عرب و عجم و خويش بلكه بر تمامى أعيان عرب و قريش نمايم .
گفتم : لكن رسول از من مخاطبه نمينمايد و من نيز تزويج او ننمايم گفتم يا أمير المؤمنين بواسطهء آنكه آن نبىّ خير البشر ايلاد من نمود و ترا ايلاد ننمود يعنى : من از أولاد حضرت نبىّ الأمجادم و تو از فرزندان پيغمبر آخر الزّمان نيستى .
رشيد گفت : أحسنت يا موسى بعد از آن گفت : يا موسى شما چگونه ميگوئيد كه ما ذريّت نبىّ الرّحمهايم و حال آنكه رسول ايزد واهب را أصلا عقب نماند زيرا كه عقب هر بشر عبارت از اين و ذكر است كه بعد از او باقى و موجود بود و شما بنو على فرزند دختر آن پيغمبر جليل القدريد و فرزند دختر أصلا عقب آن سرور نخواهد بود ؟
در آن أثر گفتم : يا أمير المؤمنين ترا قسم است بقرابتى پيغمبر و بقبر آن سرور و بآن كس كه در آن قبر است كه مرا از بيان اين مسأله معفوّ و معذور