الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٨ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
و الف زنهار اقدام بر اين أمر بىهناء منمائى زيرا كه اين كار شما بر ما به غايت صعب و دشوار است بواسطهء آنكه ما ميترسيم از آنكه أمر خلافت و حكومت كه حضرت ربّ العزّت آن را تمليك ما نموده عنايت فرمود از دست ما بيرون برى و لباس عزّ و كرامت كه خداى تعالى آن را بما پوشانيد انتزاع نمائى و آنچه ميان ما و اين قوم در قديم و جديد ظاهر و پديد است شما خود عالم و عارف و شاهد و واقفيد و خود بسعادت مطَّلعيد كه خلفاء راشدين پيوسته ايشان را دور ميكردند و نميگذاشتند كه بولايت نزديك گردند و دائم اين طايفه را صغير و حقير ميداشتند و ما هميشه بواسطهء عمل شما كه با علىّ الرّضا عليه السّلام در باب اعطاء ولايت عهد در حيرت و وحشت بوديم كه آن أمر بكجا منتهى گردد تا آنكه حضرت كافى المهمّات مهمّ او را از ما كفايت نمود .
الله الله استدعا و التماس آنكه باز ما را بآن غم كه حضرت مهيمن عالم از روى لطف و كرم خلاص و بيغم گردانيده كرّة بعد اخرى ما را بآن بلا مبتلا مكن .
و البتّه رأى خود را از أبن الرّضا عليه السّلام بگردانى و ما و خود را مضطرّ و سرگردان نگردانى بايد كه عدالت در اين باب مرعى دارى و از أهل بيت خود هر كه صلاح دانى اين أمر باو مفوّض گردانى و غير را در اين أمر داخل - نگردانى .
مأمون چون اين سخنان استماع نمود روى بايشان آورده فرمود : امّا آنچه ميان شما و ميان آل أبى طالب است از رشك و حسد شما سبب آنيد اگر شما انصاف پيش آريد اين قوم هر آينه از شما أولى بأمر خلافت و ولايتند .
و امّا آنچه بفعل آمد از قبل من بود بايشان پس بدرستى كه من به