الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٥ - ذكر بيان احتجاج قايم منتظر صاحب اللَّواء و التّاج محمّد ابن الحسن المهدى
هداياى نجسه أموال رجسه گردد ؟ در آن دم آن امام المنتظر القائم عليه السّلام روى بأحمد بن اسحاق وكيل قم آورده گفت :
يا بن اسحق آنچه در جواب دارى بايد كه بيرون آرى تا آنكه حلال آن متميّز از حرام بحكم ايزد علَّام و دين سيّد الأنام گردد .
ابن اسحق بموجب حكم آن ولىّ ايزد خلَّاق صرّه از آن جراب بيرون آورد و در نزد آن حضرت گذاشت .
آن پسر يعنى قايم منتظر فرمود كه : يا ابن اسحق اين كيسه از فلان ابن فلان از محلَّهء فلان قم است و در اين كيسه دويست و شصت دينار است از آن جمله چهل و پنج دينار در اين كيسه از قيمت خانهء كوچكى است كه از ميراث پدر باين كسى كه اين مبلغ را ارسال داشت رسيده آن را فروخته و ثمن را به مصحوب تو يا بن اسحق فرستاد .
و از آن جمله از قيمت هفت ثوب كه بچهارده دينار ابتياع شده در آن كيسه است و از اجرت حوانيت سه دينار نيز در آنجا است .
در آن وقت مولاى ما حسن العسكرى عليه السّلام فرمود كه : اى پسر من راست گفتى اين مرد را بر حرام آنچه درين كيسه است دلالت و ارشاد نمائى پس غلام يعنى امام القائم المنتظر عليه السّلام فرمود كه : در اين كيسه دو هزار دينار است بسكَّهء كه تاريخ آن در سنهء فلان است و نصف نقش آن سكَّه و مهر بر طرف شده و در آنجا سه قطعه از قراضه زر است كه وزن آن يك دانگ و نيم است آنچه در اين صرّه حرامست همين است .
و وجه حرمت آنست كه صاحب صرّه در شهر كذا و سنهء كذا در پيش نسّاج