الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤٨ - ذكر بيان احتجاج أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى عليه الصّلوات و السّلام
نباشد .
همچنين عوام امّت ما را گاهى كه عالم و عارف و شاهد و واقف بفسق علماء ايشان كه ظاهر بوده باشند و شدّت عصبيّت او را دانند و تكالب فقهاء خود را بر حطام بينظام و حرام تيره سرانجام آن دانند كه اگر كسى بر او تعصّب نمايد او را هلاك گرداند پس هر كه از عوام ما تقليد اين فقها كند آن كس مثل همان يهودان مقلَّديناند كه بواسطهء فسق فقهاء ايشان مذمومند در تقليد مثل و در قبول قول غير صواب و سديد .
و امّا آن كسى از فقهاء امّت ما كه نگهبان نفس خود از آز و هوس و حافظ دين ايزد تعالى و تقدّس و مخالف آز و هوا و مطيع أمر حضرت مولى خود بود عوام ما را تقليد از او جايز و روا است و بعض فقهاء ما متّصف باين صفتند نه جميع ، پس هر كه از فقهاء ما مرتكب قبايح و فواحش گردند .
چنانچه فسقهء فقهاء عامّه نيز مرتكب أعمال فضايح و قبايح شدند بايد كه قبول قول أمثال اين فقهاء ننمايند و آنچه از حديث و كرامت ما گويند استماع ميفرمايند زيرا كه آنچه از ما أهل البيت عليهم السّلام شنيدند و متحمّل آن گشتند آن را مختلط بكلام ديگر گردانيدند بواسطهء آنكه فسقه از ما متحمّل چيز ميگردند و بجهل خود همهء آن را تحريف و مبدّل ميگردانند و اين جماعت بجهت قلَّت معرفت خود أكثر أشياء را بر غير موضع آن مقرّر ميدارند .
و جمعى از اين فسقهء شنيعه از روى تعمّد و دانستگى كذب بر ما بندند و دروغ بيفروغ كه ناپسند أهل خردمند است بر ما پسندند و بواسطهء جرّ عرض دنيا و تحصيل حطام بىانتظام آن از آنچه او را متألَّم بأنواع ألم و متواصل بنار مخلَّد جهنّم گرداند سعى تمام و اهتمام لا كلام نمايند .