الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠١ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
آن حضرت بود تلاوت كند آيا تو ايمان بآن نبىّ آخر الزّمان خواهى آورد ؟ جاثليق گفت : اين سخت نيست .
حضرت امام البرايا أبى الحسن الرّضا ( ع ) روى به نسطاس الرّومى آورده گفت : تو حفظ سفر ثالث انجيل نمودى يا نه ؟
گفت : مرا حفظ انجيل چندان نيست .
در آن حال آن ولىّ ايزد متعال بطرف رأس الجالوت ملتفت گشته فرمود كه انجيل خواندى ؟
گفت : بلى آن حضرت گفت : سفر ثالث آن را بگير اگر در آن اسم محمّد رسول آخر الزّمان و أهل بيت ايشان باشد شهادت براى ما بر طبق آن بيان و عيان گردان و اگر در سفر ثالث انجيل نام آن رسول جميل نباشد شهادت مدهيد .
پس آنگاه آن ولىّ الله شروع در تلاوت انجيل ايزد مجيد نموده تا به جاى كه نام گرام رسول ملك العلَّام بود رسيد توقّف نمود و گفت يا نصرانى ترا بمسيح و مادرش قسم است كه آيا عالم و مطَّلعى بر آنكه من عالم بانجيلم ؟
رأس الجالوت گفت : نعم در آن دم امام الامم تلاوت آيه انجيل كه در او ذكر حضرت نبىّ الجميل بود با أسامى گرامى اهل بيت و امّت آن نبىّ الرّحمه فرمود .
بعد از آن گفت : يا نصرانى چه ميگوئى اين قول حضرت مسيح بن مريم است اگر تو تكذيب آنچه انجيل كتاب ربّ جليل بر آن ناطق است نمائى پس تو تكذيب موسى و عيسى عليهما السّلام نمودى ، چه هر يك از آن دو پيغمبر جليل القدر مصدّق آن پيغمبر ديگر بودند و امم خود را أمر بتصديق هر يك