الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٤ - بيان نمودن مامون علت تشيع خود را
گرديد در ساعت رشيد برخاست و استقبال آن حضرت نمود و او را در صدر مجلس اجلاس فرمود خود پيش روى آن سرور نشست و سخن در پيوست و ميان موسى و رشيد سخنان بسيار بسيار جارى و سانح گرديد .
بعد از اين موسى بن جعفر عليه السّلام بپدرم گفت : يا أمير المؤمنين به درستى كه حضرت عزّ و جلّ بر همه واليان عهد او در هر محلّ و مكان واجب و عيان گردانيد كه وسيلهء معاش و سبب انتعاش فقراء امّت باشند ، و دين أصحاب قرض و دين را مؤدّى گردانند و بار گران از گردن بندگان ايزد منّان بردارند و برهنگان را پوشانند و نيكوئى بحال درماندهگان و محبّان نمايند يا أمير المؤمنين شما در فعل خيرات و ميراث أولى از ساير برايائى كه مرتكب نيكوئيها گرديد .
رشيد گفت : يا أبا الحسن در فعل خيرات تقصير نميكنم .
بعد از آن آن حضرت برخاست و پدرم نيز بتواضع او برخاست و ميان هر دو چشم او را بوسيد پس آنگاه آن بندهء خاصّ آله را متوجّه منزل و آرامگاه او گردانيد .
بعد از آن روى بمن و امين و مؤتمن آورده گفت : يا عبد الله و يا محمّد و يا ابراهيم در ملازمت و بركات ابن عمّ و سيّد شما برويد و ركاب او را بگيريد و دامن جامهء او را مساوى گردانيد و مشايعت او نموده بمنزل شريفش برسانيد و ازو مرخّص گشته بمنزل خود عودت نمائيد .
ما هر سه برادر حسب الأمر پدر در ركاب سعادت أثر آن سرور روان گشتيم در اثناء راه آن پسنديدهء حضرت آله پنهان از برادران بسرّ ميان من و ايشان مرا بشارت بخلافت داد و گفت : چون مالك اين أمر گردى و حكومت