الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٥ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
مصنّف الكتاب أبو على الطَّبرسى أسكنه الله تعالى بحبوحة جنّاته فرمود كه : در اين مقام حضرت امام الأنام أبى الحسن الرّضا عليه السّلام از ذكر ذنب أبو البشر ارادهء ذنوب صغاير موهوبه بتوبه كه بوسيلهء ترك فعل مندوب و ارتكاب فعل مكروه بهم رسيده نموده باشد نه ذنب صغير كه بارتكاب فعل قبيح مصدّر گردد و آن گناه صغيره نظر بما فوق بالاضافه بگناه كه أعظم از آن بود صغيره باشد زيرا كه صدور مثل اين گناه از أنبياء حضرت اله بلا ارتياب و اشتباه جايز نيست چه دلايل عقل و نقل مقتضى اين قول است .
مصنّف رحمة الله عليه فرمود كه : رجعت ما بسياق حديث و حكايت لازم است .
چون آن ولىّ ايزد بيچون از سؤال أوّل مأمون را مجاب گردانيد مأمون گفت : يا ابن رسول الله معنى قول واجب تبارك و تعالى : * ( فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَه شُرَكاءَ فِيما آتاهُما ) * چيست ؟ .
حضرت أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : حوّا براى آدم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پانصد بطن ذكر و انثى بحكم واجب تعالى زائيده آدم و حوّا عهد بخداى عزّ و جلّ و دعا كرده گفتند كه بار خدايا اگر آنچه بما احسان در باب أولاد و فرزندان نمائى مستدعى و ملتمس ما از شما آنست كه أولاد ما را صالح و سالم از غايت زمينگيرى و از أكثر ألم گردانى .
خداى تعالى حسب الاستدعاء آدم و حوّا تمامى آنچه از نسل به ايشان اعطاء و احسان نمود همه را خلق سوىّ در خلقت و برى از آفت و عاهت گرداند و اين جماعت انسان دو صنف بودند گروه اناث و گروه ذكران و اين هر دو گروه از طريق متابعت پدر و مادر برون رفته بندگى و شكر ايزد أكبر بر نهج عبوديّت و شكر پدر و مادر براى عزّ و جلّ مؤدّى و ظاهر نكردند بلكه شركاء به واسطهء