الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٧ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
يعنى : اگر پروردگار ما را هدايت و ارشاد بطريق ارشاد ننمايد هر آينه من از آن قوم گمراه و ظالمين خواهم بود .
و چون صبح نورانى گريبان و دامان افق را تتق گردانيده جهان تاريك را مانند سينهء بىكينهء أصحاب معرفت و عرفان مشحون و مملوّ از نور علم و ايقان و منوّر ساخت خسرو خاور سر از مشرق بدر كرده و هر تيره بصر را قرّت عين بصر گشته از قراضه نقود زر از كران تا كران بلكه از دامن تا گريبان پر از درّ و جواهر گردانيد و خورشيد أنور بنظر كيميا أثر از آن پيغمبر جليل القدر مرتسم و جلوه گر گرديد .
* ( فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ ) * آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : اين آفتاب بسيار بزرگتر از قمر و زهره است اين كلام از نبىّ ايزد علَّام بر سبيل انكار و استخبار بود نه بر سبيل اخبار و اقرار چنانچه بر اولو الألباب ظاهر و آشكار است .
* ( فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ) * آن حضرت خطاب بأصناف ثلاثه از عبدهء زهره و شمس و قمر نموده فرمود كه : * ( يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * .
و اينكه حضرت ابراهيم عليه السّلام اظهار برائت خود از أرباب شرك و لئام نموده مطلب و مرام آن نبىّ الاكرام اعلام آن كفره يعنى أصناف ثلاثه بالتّمام بر بطلان مذهب ناتمام ايشان بود بر آنكه هر چه بصنعت آفتاب ، و ماهتاب و زهره بود البتّه آن مستحقّ عبادت نبود بلكه مستحقّ عبادت كسى است كه خالق أمثال اين آيات و موجد أرض و سموات بود .
و آنچه آن حضرت احتجاج بآن و بر آن قوم شوم نمود آن از ملهمات حضرت