الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٩ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
كه او آن خليل ملك جليل است .
* ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ) * على الخلَّة .
يعنى : حضرت خليل الرّحمن بعد از آنكه از وحى ايزد منّان استماع نمود خواست بداند كه خليل اوست يا ديگرى فلهذا گفت : * ( رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ) * ، اى پروردگارم بنما بمن كه چگونه احياء موتى مينمايى ؟
حضرت محى الأموات فرمود كه : آيا تو ايمان بمن در باب آنكه قادرم بر احياء أموات و ايجاد مردگان بعد از ممات نياوردى و تا حال اين أحوال بر تو مخفى و پنهان ماند .
خليل بعد از خطاب ربّ جليل گفت : بلى ايمان آوردم و مقرّم بر آنكه قدرت بر احياء و بعثت هر ميّت دارى ليكن * ( لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ) * . ليكن چون فرمودى كه هر كرا من بخلَّت گيرم و او را بدوستى بپذيرم اگر آن كس از من بخواهد كه احياء أموات بواسطهء استدعا و التماس او نمايم آن دعاء و خواهش او بعزّ اجابت مقرون است .
الحال چون مرا در خاطر از كمال التفات متواتر متكاثر ايزد أكبر كه شايد آن خليل مهيمن جليل من باشم لهذا اين گستاخى نمودم كه احياء أموات نمائى تا خاطرم در باب خلَّت ربّ العزّت براى من جمع گردد و دل خود را مطمئنّ گردانم كه من خليل حضرت مهيمن منّانم .
* ( قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً ) * .
حضرت معبود فرمود كه : اى ابراهيم چون مطلب تو اطمينان خاطر در