الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٢ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
عالم بحرمت بود يا جاهل ؟ قتل صيد از روى دانستگى نمود يا از روى خطا ؟
آيا صيّاد محرم آزاد بود يا بنده ؟ صغير بود يا كبير ؟ متعدّى بقتل صيد بود يا قبل از آن نيز مثل آن عمل كرده بود ؟ و آن صيد از ذوات الطَّير بود يا از غير آن ، صيد كوچك بود يا بزرگ ؟ و محرم صيّاد مصرّ است بر آن فعل يا نادم ؟
در شب قتل صيد نمود يا در روز ؟
آيا محرم در هنگام ذبح صيد محرم باحرام عمره بود يا محرم بحجّ ؟
يحيى بن أكثم از جواب عاجز بلكه أبكم گرديد و عجز و انقطاع او بر جميع مردمان ظاهر و عيان شد .
بعد از آن شروع در لجاجت نمود و چندان با حضرت در آن باب لجاجت كرد كه أهل مجلس همه كس حال او را دانستند .
در ساعت مأمون بعد از ملاحظه آن حالت فرمود كه : الحمد لله على هذه النّعمه و التّوفيق لى .
شكر و سپاس مر خداى را لايق و سزاست كه چنين احسان و نعمت بمن كرامت نمود و مرا توفيق عنايت فرمود كه : در رأى خود غلط نكردم .
پس آنگاه روى بأهل بيت خود آورده فرمود : الآن حقيقت حال اين جوان بر شما ظاهر و عيان گرديد و آنچه منكر آن بوديد دانستند .
بعد از آن روى بأبا جعفر محمّد بن علىّ الرّضا عليهما التّحيّة و الثّناء آورده گفت : يا أبا جعفر جعلت فداك آيا خطبهء امّ الفضل دخترم كه من راضىام از براى تو مينمائى و من او را بتو تزويج مينمايم اگر چه قوم بسيار بواسطهء اين كار من بينيهاى خود را بزمين خاك مال گردانند .
أبو جعفر عليه السّلام فرمود : نعم .