الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥ - ذكر در بيان احتجاج أبى ابراهيم موسى بن جعفر الكاظم صلوات الله عليه
عبد الغفّار گفت : يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم شما صفات ذات بارى تعالى و تقدّس نمائيد بآنچه ايزد أقدس وصف نفس مقدّس خود بآن نمود چنانچه فرمود : * ( ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ) * .
پس هر گاه حضرت آله متدلَّى بمحلّ نشود هر آينه ذات لم يزل لازم آيد كه متزايل از بعضى محلّ باشد و حال ذات عزّ و جلّ در تمامى موضع ، و محلّ است چه اگر چنين نمىبود غنىّ معبود وصف ذات فايض الجود خود باين نمىنمود .
حضرت أبو ابراهيم ( ع ) فرمود كه : يا عبد الغفّار اين نوع در لغة قريش مستعمل است كه هر گاه شخصى خواهد بيان كند كه من استماع فلان كلام نمودم گويد كه : من بفلان سخن نزديك شدم چنانچه در ميان فصحاى ايشان مشهور و عيان است كه قد تدلَّيت اى سمعت و فهمت و تدلَّى بمعنى فهم است .
و از داود بن قبيصه روايت است كه من روزى از خلاصهء أولاد حضرت نبىّ الورى أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه التّحيّة و الثّناء شنيدم كه بزبان معجز بيان فرمود كه : از پدرم سؤال كردند كه يا ابن رسول الله آيا واجب تبارك و تعالى از آنچه أمر بآن نمايد منع از آن فرمايد و چيزى را كه ارادهء آن كند آيا كه نهى از آن نمايد و برايا اعانت بريّت كند بر اقدام فعل و ارتكاب عمل كه حضرت عزّ و جلّ ارادهء وقوع آن فعل نكند ؟
پدرم عليه السّلام فرمود كه : امّا آنچه سؤال نمودى كه آيا ربّ غفور بنده را ممنوع گرداند از آنچه او را مأمور گردانيد بآن بدان كه منع چنين از حضرت ربّ العالمين جايز و محلّ تحسين نيست و اگر اين منع از حضرت ربّ