الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٨ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر بنى هاشم در فضيلت خود در حضور مامون
است اعانت آن كلام ننمود و لفظ قد الصاق بابت و جزاى او نفرمود و لفظ لعلّ حاجت آن عمل و كلمه متى نيز آن را موقّت بوقت و محلّ شده و نيز لفظ زمان و حين شامل آئين او نگشته و ايضا لفظ مع كه دلالت بر اتّصال دارد بر مقارن و متّصل آن نشده زيرا كه أوقات نفس خود را شناساند و آلات اشارت بنظاير نمايد و در أشيائى كه فاعل آن ظاهر و هويدا باشد لفظ منذ موضوع از براى قدمت در أمثال آن محالّ ممتنع الاستعمال است و قد أزليّت حامت أشيا از زوال و فناء نمايد و لولاء تكمله موضوع از جهت تكميل بيان أحيان استكمال معنى آن بلا زياده و نقصان فرمايد .
پس هر يك از ألفاظ قد و كلمات منذ و غيرهما دلالت بر معرفت حقايق أشياء در أزمان و ايجاد مباينت هر يك آنها دارد پس آنها از مبنيّات بمعربات آيند يعنى از فساد بصحّت گرايند و حقايق خود را كما ينبغى و يليق ظاهر گردانند بوسيلهء اين أشياء ذات صانعش متجلَّى بقول و بسبب حقيقت اينها وجود أقدسش محتجب از رؤيت بنزد أرباب عزّ و قبول است .
أوهام بسوى أشياء متحاكم است و از أشياء اثبات غير يعنى ذات واجب تعالى ظاهر و هويدا است بلكه از أشياء انبساط دليل وجود و هستى ربّ جميل و استقصاى صفات ايزد جليل است و باين أشياء بزبان اقرار بمعروف و بعقول تصديق و اعتقاد بحضرت ربّ العباد و اقرار بكلمهء ايمان بايزد سبحان ظاهر و عيان كنند و ديانت ثابت نيست مگر بعد از معرفت حضرت ربّ العزّت و معرفت حاصل نگردد و الَّا باخلاص و اخلاص با تشبيه صحيح نيست زيرا كه نفى أضداد ربّ العباد با صفات تشبيه ميسّر بلكه سزاوار و درخور نيست آنچه در خلق موجود بود در خالق موجود نبود و جميع آنچه ممكن است در خلق مصنوع