توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٦ - دليل سوم
يقوم انا چه آنكه انفصال تنها در موردى جايز است كه از آوردن ضمير متّصل متعذّر باشيم درحاليكه هيچ تعذّرى اينجا وجود ندارد مگر آنكه بگوئيم معناى عبارت مذكور يعنى انّما يقوم انا، ما يقوم الّا انا مىباشد و تعذر اين است كه بين ضمير و عاملش بجهت غرضى از اغراض فاصله شده سپس مصنف براى صحت آوردن ضمير منفصل به بيت كسى استشهاد نموده كه كلامش مورد استشهاد واقع مىشود و در اين باب حجّت است فلذا به اسمش تصريح كرده و مىگويد:
فرزدق گفته است:
انا الذائد الحامى الذمار الخ.
كلمه [الذائد] اسم فاعل است از [ذود] بمعناى طرح و برطرف كردن.
و لفظ [الذّمار] يعنى عهد، و در اساس اللّغة آمده استكه [حامى الذّمار] وقتى استعمال مىشود كه شخص از امرى حمايت و طرفدارى كند كه اگر آن را رها نموده و مورد حمايت خويش قرار ندهد مورد ملامت و تندى ديگران واقع مىشود و آن امر عبارت است از [حمى] و [حريم] شخص، و [حمى] چيزى است كه حفظش بر انسان لازم است اعم از آنكه مال بوده يا نفس و يا غير ايندو باشد.
سپس در ذيل [و انّما يدافع عن احسابهم انا او مثلى] ميگويد:
وجه منفصل آوردن ضمير آن استت كه شاعر غرضش اختصاص دادن مدافع بوده نه مدافع عنه و تأخير آوردن ضمير جهتش آنستكه اگر ميگفت:
انما ادافع عن احسابهم معنا اين مىشد كه وى از احساب ايشان دفاع كرده نه احساب غير آنها درحاليكه اينمعنا مقصود و منظور نميباشد.
و جايز است گفته شود: