توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٧ - طرق قصر
يكى از آندو مشعر است به انتفاء ديگرى لذا فائدهاى در نفى غير و اثبات مذكور از طريق حصر وجود ندارد.
جواب
فائده آن اينست كه بدين وسيله تنبيه مىشود بر ردّ خطاء در آن و اينكه مخاطب اعتقاد عكس داشته چه آنكه قول ما كه مىگوئيم: زيد قائم اگرچه دلالت دارد بر نفى قعود ولى از دلالت داشتن براينكه مخاطب اعتقادش قعود زيد است خالى مىباشد.
سپس مىگويد:
و در قصر صفت بر موصوف كه بحسب مقام بنحو افراد يا قلب واقع مىشود مىگوئيد: زيد شاعر لا عمرو يا ما عمرو شاعرا بل زيد و جايز است گفته شود: ما شاعر عمرو بل زيد.
يعنى خبر را بر اسم [ما] مقدم كنيم منتهى واجب است هردو اسم را مرفوع بخوانيم زيرا عمل [ما] در اين فرض باطل مىشود.
سپس مىگويد:
چون مصنف در قصر موصوف بر صفت بنحو افراد شرط كرده است كه دو وصف با هم تنافى نداشته باشند و در مقابل در قصر قلب اين امر را معتبر و شرط مىداند و بهمين جهت مثالى كه براى قصر افراد هست براى قصر قلب صلاحيت ندارد لاجرم براى قلب مثالى آورد كه دو وصف با هم تنافى دارند بخلاف قصر صفت بر موصوف چه آنكه در اين قسم از قصر يك مثال براى هردو صلاحيت دارد.
و نيز چون هرمثالى كه بر قصر افراد و قلب صالح باشد براى قصر تعيين نيز صلاحيت دارد ديگر قصر تعيين را متعرض نگرديد و همچنين