توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٨ - مقصود از صفت
صفت در موصوف ديگر تحقق داشته باشد.
ب: قصر صفت بر موصوف و آن اينست كه:
صفت از آن موصوف به موصوف ديگر تجاوز نكرده ولى امكان آن باشد كه براى آن موصوف صفات ديگرى محقق باشد.
مقصود از صفت
مقصود و مراد از صفت در اينجا، صفت معنوى يعنى معناى قائم بغير مىباشد نه لغت نحوى يعنى تابعى كه دلالت كند بر معنائى كه در متبوعش بوده و آن معنا غير شمول باشد.
البته بين صفت بمعنائى كه در اينجا مقصود است با لغت نحوى عموم و خصوص من وجه است چه آنكه هردو در مثل: اعجبتى هذا العلم اجتماع و تصادق دارند يعنى [العلم] هم صفت معنوى است و هم صفت نحوى و در مثل: العلم حسن و مررت بهذا الرجل تفارق دارند.
چه آنكه در مثال اول [جس] صفت معنوى است نه نحوى و در مثال دوم [الرجل] نعت نحوى است نه صفت معنوى و اما مثل قول شما كه مى گوئيد: ما زيد الا اخوك (نيست زيد مگر برادر شما) و ما الباب الّا ساج (نيست اين درب مگر از چوب ساج) و ما هذا الّا زيد (نيست اين شخص مگر زيد).
بايد بگوئيم: از باب قصر موصوف بر صفت تقديرى است زيرا معنا آنست كه موصوف مقصور است بر اتصاف به [اخ] بودن يا [ساج] بودن و يا [زيد] بودن.