توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٨ - اغراض مترتب بر تقديم مفعول
سپس در دنباله [و لذلك] مىگويد:
يعنى و چون تقديم مفعول در مثال (زيدا عرفت) براى ردّ خطاء در تعيين مفعول است با بصواب رفتن در اعتقاد وقوع فعل بر اصل مفعول نبايد بگوئيم: ما زيدا ضربت و لا غيره.
زيرا تقديم دلالت مىكند بر وقوع ضرب بر غير زيد چه آنكه حقيقت معناى تخصيص چنين اقتضائى را دارد حال كلمه [و لا غيره] كه گفته شود اين معنا را نفى مىنمايد در نتيجه مفهوم تقديم با منطوق كلمه [لا غيره] مناقض مىگردد و بدين ترتيب بين صدر و ذيل عبارت تنافى واقع ميشود
بلى، اگر تقديم مفعول براى غرض ديگرى باشد غير از افاده تخصيص جايز است از كلمه [و لا غيره] استفاده شده و بگوئيم: ما زيدا ضربت و لا غيره.
و همچنين است مثال: زيدا ضربت و غيره يعنى اينمثال نيز مانند ما زيدا ضربت و لا غيره بوده و در صورتيكه قصد افاده تخصيص باشد نبايد در آن كلمه [و غيره] ذكر شود.
و پس از آن در تعقيب [و لا ما زيدا ضربت و لكن اكرمته] مىگويد:
وجه آن اين است كه مبناى كلام بر اين نيست كه اعلام كنيم در وقوع فعل خطاء واقع شده و توهم آنكه فعل ضرب است اشتباه بوده و در نتيجه براى رد مخاطب از اين اشتباه به صواب و بيان اين نكته كه يعنى اكرام بوده نه ضرب جمله مزبور را گفته باشيم، بلكه خطاء صرفا در مضروب ميباشد لذا مثال صحيح در اين مقام آن است كه گفته شود و لكن عمرا.
و بعد در دنبال [و امّا نحو زيدا عرفته فتأكيد ان قدر] ميگويد:
ضمير نائب فاعلى در [قدّر] به فعل محذوف كه بفعل مذكور تفسير