توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٢ - اغراض مترتب بر حذف مفعول
و بعد در تعقيب [و امّا لمجرّد الاختصار] مىافزايد:
يعنى و يا حذف مفعول بجهت مجرد اختصار بوده بدون اينكه با آن فائده ديگرى از قبيل تعميم و غير آن ملاحظه گردد و در برخى از نسخ متن كلمه [عند قيام قرينة] آمده، البته اين عبارت بملاحظه آنكه قبلا بآن اشاره شده بود صرفا مذكر بوده و احتياجى به آن نمىباشد زيرا فائدهاى در ذكرش غير از تذكر نمىباشد و اينكه برخى گفتهاند:
مقصود از [عند قيام قرينة] اينست كه بواسطهاش دلالت شود كه حذف براى صرف اختصار بوده و غرض ديگرى بدنبالش نمىباشد.
چندان كلام متين و محكمى نيست زيرا اين معنا معلوم و از عبارت بخوبى بدست مىآيد و نيازى به قيد [عند قيام قرينة] نمىباشد.
مضافا به اينكه در ساير اقسام و موارد حذف نيز اين قيد را لازم داريم ولى معذلك مصنف آن را در آنجاها نياورده و صرفا در اينجا ذكر كرده درحاليكه هيچ وجهى براى تخصيصش باين مورد وجود ندارد.
سپس مىگويد:
و ضمير در [عليه] به حذف مفعول بمنظور مجرد اختصار برمىگردد مانند فرموده حقتعالى: ربّ ارنى انظر اليك كه تقديرش: ربّ ارنى ذاتك.
و در كلام مصنف كه گفته: و اما للتعميم (يعنى حذف مفعول به منظور تعميم در آن مىباشد) بحث و سخن داريم و آن اين است كه در موردى كه غرض از حذف مفعول تعميم با رعايت اختصار است اگر قرينهاى كه دلالت بر عموم مقدر نمايد وجود نداشته باشد تعميم منتفى است و اگر هم قرينه مذكور موجود باشد پس تعميم از ناحيه عموم مقدر فهميده ميشود