توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢١ - اغراض مترتب بر حذف مفعول
و يا حذف مفعول بمنظور مراعات نمودن فاصله و اواخر آيات قرآنى است مانند: ما ودّعك ربّك و ما قلى .
و يا بجهت آنست كه ذكرش مستهجن مىباشد نظير قول عايشه:
ما رأيت منه و لا رأى منى كه تقديرش: ما رأيت منه العورة، يعنى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عورتش را من نديده و ايشان نيز عورت را از من نديدند.
و يا حذف مفعول بجهت نكته ديگرى مىباشد.
شارح گويد:
و يا حذف مفعول بمنظور تعميم در آن بوده كه بهمراه آن اختصار كلام نيز مطلوب و منظور است مانند آنكه شما بگوئيد: قد كان منك ما يؤلم كه مفعولش [كلّ احد] و به منظور اختصار و تعميم در مفعول حذف گرديده چه آنكه قرينه بر تقدير آن اينست كه مقام، مقام مبالغه مىباشد و بديهى است كه مناسب با آن تقدير اين كلمه مىباشد.
البته معلوم باشد كه تعميم مزبور را اگرچه مىتوان از ذكر مفعول به صيغه عموم نيز استفاده كرد مثلا در مثال مذكور گفته شود: قد كان منك ما يؤلم كلّ احد ولى اختصار با ذكر آن فوت مىشود.
سپس گويد:
ضمير در [عليه] به حذف مفعول بمنظور تعميم با رعايت اختصار راجع است و در ذيل [ و اللّه يدعو الى دار السّلام ] مىگويد:
تقدير آن: و اللّه يدعو جميع عباده مىباشد، پس مثال اوّل از باب مبالغه افاده عموم نموده و مثال دوم اين افاده تحقيقى بوده نه آنكه از طريق مبالغه صورت گرفته باشد.