تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٤ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
الأسباب نظير تأثير نحوسة الأيّام الواردة في الرّوايات، و ردّ نحوستها بالصّدقة، إلّا أنّ جوازها مبنيّ على جواز اعتقاد الاقتضاء في العلويّات للحوادث السّفليّة، و سيجيئ انكار المشهور لذلك و ان كان يظهر ذلك من المحدّث الكاشاني.
و لو اخبر بالحوادث بطريق جريان العادة على وقوع الحادثة عند الحركة الفلانيّة من دون اقتضاء لها أصلا فهو أسلم.
قال في الدّروس: و لو اخبر بأنّ اللّه تعالى يفعل كذا عند كذا لم يحرم، و ان كره. انتهى.
ترجمه:
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مقتضاى تفصيلى كه در روايت عبد الملك داده شده و امام عليه السّلام فرمودهاند:
اگر مجرّد نظر كردن در طالع و مطلبى استخراج كردن باشد بدون اينكه بر طبقش حكمى شود اشكالى ندارد و در صورتيكه حكم شود جايز نبوده و مىبايد كتب را سوزاند.
اينستكه اگر منجّم بمجرّد نظر كردن اكتفاء كرده و حكمى نكند نهايت در صورتيكه از طالع خير بفهمد تفأّل زده و بفرض استفاده شرّ با دادن صدقه از مبتلا شدن به بليّه و گرفتارى تحذّر بجويد اشكالى ندارد چنانچه در روايتى ديگر بهمين معنا دلالت شده و آن روايتى است از برقى در كتاب محاسن، از پدرش از ابن ابى عمير، از عمرو بن اذينه، از سفيان بن عمر كه مىگويد:
من در قواعد نجومى نظر مىكردم و بخوبى آنها را مىدانستم، و طالع اشخاص را نيك استخراج مىكردم، لذا گاهى بواسطه استخراج طالع و شرّ بودن آن در نفس خويش حالت وقفه و اضطرابى مىيافتم ازاينرو شكايت به حضرت ابو الحسن عليه السّلام نمودم.
حضرت فرمودند:
وقتى در نفست از اين بابت شيئى خطور كرد و باعث توقّف تو گشت باوّلين مسكينى كه برخورد نمودى صدقه بده و سپس بگذر و بمقصود و منظورى كه داشتى