تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٣ - طرح مسئله از حيث شبهه موضوعى
گريستن و تفجّع امرى است مطلوب و شرعا راجح و مرغوب بوده و در آن ثوابى عظيم مىباشد و پرواضح است كه غناء معين بر آن مىباشد.
مضافا باينكه غناء در مراثى دائما در بلاد مسلمين از زمان مشايخ علماء اماميّه تا زمان حاضر رائج و دارج بوده بدون آنكه از احدى انكار صادر شود.
پس از آن تأييد ديگرى آورده و فرموده:
نوحهسرائى جايز بوده و گرفتن اجرت بر آن نيز مشروع است و ظاهرا اين امر صورت نمىگيرد مگر با غناء پس نبايد غناء در اينمقام حرام باشد و از اين گذشته حرمت غناء ظاهرا بخاطر ايجاد طرب و فرح و سرور است و مىدانيم كه در مراثى طرب نبوده بلكه غير از حزن و اندوه چيز ديگرى در آن نمىباشد پس وجهى براى حرمت غناء در مراثى وجود ندارد.
پايان كلام مرحوم محقّق اردبيلى
شرح مطلوب
قوله: فالحكم لهما: ضمير در « لهما » به وجوب و حرمت راجع است.
قوله: و النّوح و الرّهبانيّة: مقصود از « النّوح » نوحهسرائى بامور بباطله است و رهبانيّت عبارتست از فعلى كه راهبين نصارى بآن مبادرت مىورزند، البتّه ايندو فقره مورد استشهاد نيست.
قوله: لا يجوز تراقيهم: مقصود از « تراقى » حلقوم مىباشد.
قوله: قلوبهم مقلوبة: يعنى دلهايشان واژگون است.
قوله: و قلوب من يعجبه: كلمه « يعجبه » يعنى خوشنود كند ايشان را.
قوله: شأنهم: يعنى فعلهم و ضمير جمع به « اقوام » راجع است.
قوله: و غرّد: يعنى نغمهسرائى نمود.
قوله: انّه لا تنافى بين حرمة الغناء الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ترديد الصّوت فى الحلق: كلمه « ترديد » يعنى بردن و انداختن.
قوله: جعله نوعا منه: ضمير منصوبى در « جعله » به غناء و در « منه » به ترجيع عود مىكند.