تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨١ - طرح مسئله از حيث شبهه موضوعى
قرآن را بلغت عرب بخوانيد.
گويا مقصود وى از لغت، لهجه مىباشد يعنى قرآن را به لهجه عربى بخوانيد.
وى اينطور خيال كرده كه اگر « لحن » را بمعناى خودش باقى بگذاريم سبب آن مىشود كه خبر ظاهر باشد در تجويز غناء در قرآن.
ولى اين خيال توهّمى بيش نبوده و كلامى صحيح است زيرا قبلا گفتيم كه مطلق لحن وقتى بر سبيل لهو و صوت اهل فسوق و معاصى نباشد غناء نبوده و اشكالى ندارد پس اگر كلمه « لحن » در حديث بمعناى خودش باشد ايرادى متوجّه نشده و مخدورى لازم نمىآيد مضافا باينكه فرموده حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه پس از فقره اقرؤا القرآن الخ فرمودهاند:
و ايّاكم و لحون اهل الفسوق نهى صريح است از غناء در قرآن، بنابراين هيچ جائى براى توهّم و تخيّل مذكور وجود ندارد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مخفى نماند در فرموده حضرت « لا يجوز تراقيهم» اشاره است باينكه مقصود كسانيكه قرآن را با صوت لهوى و با غناء مىخوانند تدبّر و دقّت در فهم معانى آن نبوده بلكه صرف صوتى است كه سامع را بطرب بياورد و پرواضح است چنين قرائى اثر معنوى نداشته و از حلقوم نبايد بيشتر تجاوز كند.
عدم تنافى بين حرمت غناء در قرآن و ترجيع در صوت زمان قرائت قرآن
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از آنچه در اينجا بيان نموديم ظاهر شد كه بين حرمت غناء در قرآن و آنچه در فرموده امام معصوم عليه السّلام آمده كه فرمودند:
رجّع بالقرآن صوتك، فانّ اللّه يحبّ الصّوت الحسن.
( در وقت قرآن خواندن آنرا با صداى ترجيعدار بخوان زيرا حقتعالى صداى خوش را دوست مىدارد).
هيچ تنافى نيست زيرا مقصود از « ترجيع در صوت» ترديد صوت در حلق و