تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٥ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
كه بطلان تالى را مستند بامرى مىكند كه از نظر عقل يا شرع و يا حسّ و يا عرف و عادت بديهى البطلان و واضح الفساد مىباشد.
البتّه مجرّد اين استلزام موجب تحقّق كفر نبوده بلكه در صورتيكه رأى ياد شده از شخص ملتفت بملازمه و كسيكه به لازمه مزبور اعتراف دارد صادر شود و موجب كفر او مىگردد نه از هركسى اگرچه غير ملتفت باشد و الّا مىبايد هركسى كه فتوائى بر خلاف كلام الهى در واقع داده باشد چه اصلا بقول حقّ تعالى متفطّن نبوده يا بآن التفات داشته ولى از دلالتش غافل باشد مكذّب قرآن محسوب گردد در حاليكه قطعا چنين نيست يعنى اگر مفتى هم بقول حقّ سبحانه تفطّن داشت و هم به دلالتش و معذلك فتواى بر خلاف دهد وى را بايد مكذّب قرآن قرار داد.
شرح مطلوب
قوله: فى اكثر العبارات المذكورة: يعنى عبارات فقهاء كه عنقريب ذكر شدند.
قوله: بين رجوع الاعتقاد المذكور: يعنى اعتقاد به تنجيم بنحو قسم چهارم كه حركات فلكيّه را علّت تامّه يا دخيل در حوادث سفليّه بدانيم.
قوله: الى انكار الصّانع: قسم اوّل از اقسام پنجگانه كفر مىباشد.
قوله: تعطيله تعالى عن التّصرّف فى الحوادث السّفليّة: قسم دوّم از اقسام پنجگانه كفر مىباشد.
قوله: على النّحو المخصوص: بهمان طرزى كه در هيئت قديم بيان شده.
قوله: سواء قيل بقدمها: يعنى قدم اجرام علويّه و اين تتمّه رأى قائلين بقسم دوّم از اقسام پنجگانه كفر مىباشد.
قوله: ام قيل بحدوثها: يعنى حدوث اجرام علويّه و اين اشاره است به رأى قائلين بقسم سوّم و ايشان كسانى هستند كه حقتعالى را همچون فرقه دوّم از تصرّف در حوادث سفليّه معطّل مىدانند و درعينحال اجرام علويّه را حادث فرض كردهاند.
قوله: و بين ان لا يرجع الى شيئ من ذلك: اين عبارت اشاره است بفرقه چهارم.
قوله: و مجبولة على الحركة: كلمه « مجبول » يعنى مفطور و مخلوق.
قوله: او بزيادة انّها الخ: اشاره است به فرقه پنجم از فرق منجّمين كه محكوم