تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٠ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
است كه از آنچه در رحمها بوده مطّلع مىباشد و هيچ نفسى نمىداند كه در فردا چه چيز كسب مىكند همانطورى كه نمىداند در چه سرزمينى مىميرد، محقّقا خداوند متعال دانا و خبير مىباشد.
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين ادّعاى تو را ننمود، تو خيال مىكنى به ساعتى كه اگر شخص در آن مسافرت كند بدى از او دور مىشود پى بردهاى و از زمانى كه شخص اگر در آن سير نمايد دچار بليّه و آفت مىگردد. مطّلع هستى، كسيكه تو را تصديق كند از حقتعالى خود را مستغنى قرار داده و در دفع مكروه خويشتن را محتاج و نيازمند بتو دانسته است.
و در روايت عبد الملك بن اعين كه از كتاب من لا يحضره الفقيه نقل و روايت شده اينطور آمده:
راوى مىگويد: بامام صادق عليه السّلام عرض نمودم:
من به علم نجوم مبتلاء شدهام پس هرگاه حاجتى داشته و مطلبى را بخواهم به طالع نگاه مىكنم، پس اگر طالعم شرّ بوده دنبال مقصود نرفته و مىنشينم و هنگامى كه طالع را خير بهبينم بدنبالش مىروم وظيفه من چيست؟
حضرت بمن فرمودند:
پس از ديدن طالع آيا حكم هم مىكنى؟
عرض نمودم: بلى.
حضرت فرمودند: كتابهايت را آتش بزن.
و در روايت مفضّل بن عمرو كه از كتاب معانى الاخبار نقل شده و در ذيل فرموده حقتعالى:
و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات ذكر گرديده مرحوم صدوق فرموده:
امّا كلمات داراى معانى است:
يكى از آنها همان معنائى است كه قبلا ذكر كرديم.
و ديگر عبارتست از معرفت داشتن به قدم بارى تعالى و توحيد او و منزّه كردنش از تشبيه حتّى حضرت ابراهيم به ستارگان و ماه و خورشيد نظر انداخت و سپس بافول و غروب هريك بر حدوث آنها و بحدوثشان بر وجود محدثى براى آنها