تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٨ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
وجود نداشته و هيچ حرجى در اعتقاد و الزام بآن وجود ندارد.
و رواياتى كه در صحّت علم نجوم و جواز تعلّمش وارد گرديده محمول بر همين معنا است.
تمام شد كلام مرحوم شيخ بهائى.
شرح مطلوب
قوله: و ما يعرض لها من الاوضاع: ضمير در « لها » به اجرام راجع است.
قوله: و اختلافات اوضاعه: كلمه « اختلافات » بهمان حركات بوده و ضمير در « اوضاعه » به نبض راجع است.
قوله: اختلاج بعض الاعضاء: كلمه « اختلاج » يعنى اضطراب و حركت شديد.
قوله: و ما روى فى صحّة علم النّجوم: از جمله اين روايات حديثى است كه مرحوم مجلسى آنرا در كتاب بحار ج (٥٨) ص (٢٥٠) باين شرح نقل فرموده:
در كتاب عتيق، از محمّد و هارون فرزندان ابى سهل:
كتبنا الى ابى عبد اللّه عليه السّلام: انّ ابانا وجدّنا كانا ينظران فى النّجوم، فهل يحلّ النّظر فيها؟
قال عليه السّلام: نعم.
قوله: و جواز تعلّمه: از جمله اين روايات دو حديث ذيل است كه مرحوم مجلسى آنها را در كتاب بحار ج (٥٨) ص (٢٧٥) باين شرح نقل فرموده:
حديث اوّل
از ابن ابى عمير قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:
تعلّموا من النّجوم ما تهتدون به فى ظلمات البرّ و البحر ثمّ انتهوا.
حديث دوّم
از مجاهد قال:
لا بأس ان يتعلّم الرّجل من النّجوم ما يهتدى به فى البرّ و البحر و يتعلّم منازل