تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٨ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
اماره و علامت دانستن امر باطل و فاسدى نيست و سپس اضافه كرده و اظهار داشت:
در علم نجوم نفع و فائدهاى نيست مگر شخص احاطه تامّ بر آن داشته باشد.
همان بيان و مضمونى است كه مولانا الصّادق عليه السّلام در روايت هشام كه عنقريب بآن انشاء اللّه اشاره خواهيم نمود تصريح كرده و فرمودهاند:
اصل حساب حقّ بوده ولى كسى بآن آگاه و عالم نيست مگر آنكس كه مواليد خلائق را مىداند.
مؤلّف گويد:
عبارت « اصل حساب حقّ بوده» دليل است براى كلام اوّل شيخ و عبارت « ولى كسى بآن آگاه نيست مگر الخ» دليل است براى كلام دوّم ايشان.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بر هريك از دو امرى كه شيخ (ره) ايراد نمود اخبار كثير و متعدّدى دلالت دارند كه ذيلا ببرخى از آنها اشاره مىنمائيم.
اخبار دالّه بر امر اوّل
امر اوّل در كلام شيخ عليه الرّحمه عبارت بود از علامت و اماره بودن حركات فلكى.
از روايات و احاديث اخبارى بر آن دلالت دارند كه پارهاى از آنها را ذكر مىكنيم.
از جمله: روايت سعد منجّم است كه قبلا نقل شد.
ظاهر اين روايت دلالت دارد بر اينكه طلوع كواكب سبب و علّت است براى هيجان شتر و گاو و سگ قطعا اين ظاهر مراد نيست لذا لازم است از آن رفع يد كرده و بگوئيم مقصود آنستكه طلوع ستارگان علامت و اماره براى هيجان حيوانات مذكور مىباشد.
و از جمله آنها: خبرى است كه در كتاب احتجاج نقل شده و آن روايت دهقان منجّم مىباشد، وى در وقتيكه مولانا امير المؤمنين عليه السّلام بطرف نهروان حركت