تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٤ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
امام عليه السّلام بوى فرمودند:
اين سخن را مگو زيرا زحل ستاره امير المؤمنين عليه السّلام بوده و آن نجم اوصياء و همان ستاره است كه نجم الثّاقب نام داشته و حقتعالى دربارهاش در قرآن عزيز مىفرمايد: النّجم الثّاقب.
و در روايت مدائنى كه از كتاب كافى شريف از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام نقل شده آمده است: امام عليه السّلام فرمودند:
خداوند متعال ستارهاى را در فلك هفتم خلق نموده كه آفرينش آن از آب سرد مىباشد ولى باقى نجوم را از آب حارّ و گرم ايجاد نموده.
اين ستاره نجم اوصياء و انبياء بوده و ستاره امير المؤمنين عليه السّلام است، بندهگان را امر بخروج از دنيا و زهد در آن نموده و فرمان مىدهد كه خاك را فرش و خشت را بالش خود قرار داده لباس خشن و ضخيم به تن كرده و طعام بدون خورش تناول كنند.
حقتعالى ستارهاى اقرب بخود از آن نيافريده است تا پايان خبر.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ظاهرا مقصود از امر نمودن اين ستاره بآنچه از محاسن و امور پسنديده مىباشد اينستكه اقتضاى آن چنين است نه آنكه فرمان و دستور دهد.
شرح مطلوب
قوله: الّا انّه قال شيخنا المتقدّم: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و مقصود از « شيخنا المتقدّم» مرحوم شهيد اوّل مىباشد.
قوله: انّها اذا كانت على شكل مخصوص: ضمائر مؤنّث به نجوم راجع مىباشند.
قوله: و يكون ربط المسبّبات بها: مقصود از « مسبّبات » افعال و حوادث خارجى بوده و ضمير در « بها » به نجوم برمىگردد.
قوله: كربط مسبّبات الادوية و الاغذية بها: ضمير در « بها » به ادويه و اغذيه راجع بوده و منظور از « مسبّبات ادويه و اغذيه» امورى است كه بعد از تناول آنها حاصل مىشوند همچون سيرى و افاقه و رفع مرض و حصول سلامتى.