تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٨ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
قال: احرق كتبك.
و في رواية مفضل بن عمر المرويّة عن معاني الأخبار في قوله تعالى: و إذ إبتلى إبراهيم ربّه بكلمات.
قال: و أمّا الكلمات فمنها: ما ذكرناه.
و منها: المعرفة بقدم بارئه و توحيده و تنزيهه عن التّشبيه حتّى نظر الى الكواكب و القمر و الشّمس و استدلّ بأفول كلّ واحد منها على حدوثه و بحدوثه على محدثه، ثمّ اعلمه عزّ و جلّ أنّ الحكم بالنّجوم خطأ.
ترجمه:
مقام سوّم
قسمى ديگر از تنجيم آنستكه منجّم از حادثات خبر داده و بآنها حكم نمايد و مستند و مدركش تأثير اتّصالات كوكبى در اين حوادث باشد اعمّ از آنكه آنها را مؤثّر بالاستقلال دانسته يا معتقد باشد كه آنها صرفا دخالت در اين حادثات دارند ولو بنحو جزء العلّة.
و اصطلاح مشهور و معروف در تنجيم منطبق بر همين قسم مىباشد.
حكم قسم سوّم از تنجيم
از ظاهر فتاواى مشهور و نصوص اينطور استفاده مىشود كه اينقسم از تنجيم حرام مؤكّد مىباشد.
نقل روايات دالّه بر حرمت
مرحوم محقّق روايتى را بطور ارسال در كتاب معتبر از حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده و آن اينستكه حضرت فرمودند:
كسيكه منجّم يا كاهنى را تصديق كند به آنچه بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل گرديده كفر آورده است.
اين روايت به بهترين وجه بر حرمت تنجيم دلالت مىكند.