تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٦ - طرح مسئله از حيث شبهه موضوعى
شخصى دستش از آنها كوتاه مىباشد و طريقى براى رسيدن بآنها برايش نيست لاجرم وقتى مرثيهخوان با صدائى بطرز غناء شروع به رثاء نمود مستمع مزبور بياد امور مفقوده مزبور افتاد و بگريستن مشغول مىشود پس گريه او همانطورى كه گفتيم در مقابل فقدان مشتهيات نفسانى بوده نه براى مصائبى كه بر سادات زمان و ائمّه دين عليهم السّلام وارد شده.
از اين گذشته، بفرض بپذيريم كه غناء معين بر گريستن و تفجّع است مىگوئيم:
صرف اينكه غناء مقدّمه براى امر مستحب يا مباحى واقع شده كافى در جوازش نبوده بلكه مىبايد به عموم دليل حرمت ملاحظه نمود يعنى به ببينم آيا دليلى كه غناء را تحريم كرده تعميم دارد بطورى كه حتّى مورد مقدّمه واقع شدن براى مستحب يا مباح را شامل شود يا نه:
پس اگر چنين دليلى در دست باشد مقصود حاصل بوده و بايد غناء را حرام دانست حتّى در مورد مزبور يعنى جائيب كه مقدّمه براى امر مستحب يا مباح باشد و اگر چنين دليل عامّى وجود نداشته باشد البتّه بكمك اصالة الاباحه حكم به اباحهاش مىنمائيم.
و علىاىّحال در اثبات اباحه غناء نمىتوان متمسّك باين شد كه غناء در مورد مراثى مقدّمه است براى گريستن و تفجّع كه آن امرى است غير حرام بلكه مستحب يا مباح مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از جوابيكه تقرير نموده و نيز آنچه را كه محقّق اردبيلى در آخر كلامش ذكر نموده و فرمود:
در مراثى طرب و فرح نيست اينطور ظاهر مىشود كه منظور ايشان از « مراثى » مراثى متعارف بين اهل ديانت است كه قصدشان صرفا گريستن و تفجّع است و گويا در عصر ايشان معمول و مرسوم نبوده كه اهل لهو و لعب و مردان و زنان خوشگذران مجالسى باين نام تشكيل داده و با شركت در آنها از حضور در مجالس لهو و ضرب عود و تار و اعمال غناء بواسطه نى و مزمار خود را مستغنى بهبينند