تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٨ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
يعنى اجرام در حركات و سيرشان چنين هستند نه اينكه مأمور باشند كه بواسطه حركاتشان امر تدبير عالم را كارسازى نمايند، بنابراين اين اجرام و كواكب باختيارى كه منبعث از امر حقتعالى است مدبّر مىباشند.
بلى، مرحوم محدّث كاشانى در كتاب وافى در توجيه بداء كلامى ايراد نموده كه از آن استشمام مخالفت با مشهور مىشود، وى مىفرمايد:
مخفى نماند كه قواى منطبعه فلكى احاطه به تفاصيل حوادث و وقايعى كه در آينده واقع مىشوند دفعتا ندارند زيرا اين وقايع و حوادث متناهى و محدود نمىباشند بلكه حوادث بتدريج در اينقوى منتقش مىشوند و هركدام با اسباب و علل خود بنحو مستمرّ يكى پس از ديگرى بخود صورت مىگيرند زيرا آنچه در عالم كون و فساد حادث مىشود از لوازم حركات افلاك بوده كه اين حركات مسخّر حقتعالى هستند و نيز وقايع اينعالم را مىتوان از بركات حركات مزبور دانست، پس بايد گفت اين افلاك مىدانند هرگاه چنان شود در خارج چنين مىگردد.
تمام شد محلّ نياز از كلام مرحوم محدّث كاشانى.
مصنّف (ره) مىفرمايند:
ظاهر اين كلام آنستكه كواكب از روى اختيار ملزومات اين حوادث و وقايع عالم كون و فساد را ايجاد مىكنند و همانطورى كه گفتيم اين معنا با رأى مشهور مخالف است.
و خلاصه كلام آنكه از اخبار و روايات استفاده نمىشود كه معتقد به ربط باين گونه كه تقرير نموديم كافر باشد و رأيش با ضرورى دين مخالف است چه آنكه مقصود از « ربط » علّيّت تامّه نيست و مراد اين جماعت نيز آن نيست كه حركات فلكى را علّت تامّه براى حوادث و وقايع بدانند و اساسا چگونه مىتوان اينطور گفت در حاليكه مرحوم محدّث كاشانى غرضش از ذكر اينمقدّمات اثبات بداء مىباشد.
شرح مطلوب
قوله: تدبير النّجوم السّبعة: مقصود ماه، عطارد، زهره، خورشيد، مريخ، مشترى و