تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٦ - مقاله مرحوم مجلسى در بحار
٣- آنكه كلمه « اسرار » جمع « سرّ » باشد بنابراين معطوف است بر « غرائب » نه بر « اظهار » و طبق اين احتمال مراد از عبارت كتاب آنستكه:
ساحر خواص ايندو كره را در وضع و محاذات خاصّى در ضمن عمل مخصوصى اظهار كند.
قوله: بخواصّ الاجسام السّفلّية: مثل استعانت به ادويه مضرّه جهت مسحور ساختن شخص مثل اينكه در طعام يا شراب غير داروئى ريخته كه موجب بلادت يا سفاهت و يا جنون او گردد.
قوله: او الاستعانة بالنّسب الرّياضيّة: يعنى استعانت جستن به نسبى كه در علم رياضى ملحوظ است و بدينوسيله مجهولات را تحصيل مىكنند نظير استخراج مجهولات از طريق تناسب كه در رياضى قديم به اربعه متناسبه معروف است و آن چهار عدد هستند كه نسبت اوّلى به دوّمى همچون نسبت سوّمى به چهارمى است نظير نسبت ٢ به چهار كه مانند نسبت ٣ به شش مىباشد.
قوله: و ما جعله خارجا: ضمير فاعلى در « جعله » به فخر المحقّقين راجع است و مقصود از « ما جعله خارجا» استعانت بخواصّ اجسام سفليّه و نسب رياضيّه مىباشد.
قوله: قد ادخله غيره: يعنى غير فخر المحقّقين و مراد از « غير » فاضل مقداد و مرحوم مجلسى مىباشد.
قوله: و فى بعض الرّوايات دلالة عليه: ضمير در « عليه » به دخول در سحر راجع است.
قوله: و سيجيئ المحكى: مقصود از « محكى » محكى تنقيح مىباشد.
قوله: و المروى: مراد از مروى روايت احتجاج است كه عنقريب انشاء اللّه نقل خواهد شد.
قوله: و لا يخفى انّ هذا التّعريف: يعنى تعريف فخر المحقّقين در ايضاح.
قوله: اعمّ من الاوّل: مقصود از تعريف اوّل، تعريفى است كه علّامه عليه الرّحمه در قواعد و تحرير و منتهى ذكر نموده.
قوله: لعدم اعتبار مسحور فيه: ضمير در « فيه » به تعريف فخر المحقّقين راجع است.