تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٨ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
و شايد بخاطر همين معنا كه از روايات و ادلّه موجود نمىتوان كفر منجّم بمعنائى را كه در صدر بحث عنوان كرديم استفاده كرد مرحوم شهيد اوّل در عبارت سابق الذّكر از كتاب قواعد در تكفير منجّم اكتفاء نمود بر خصوص كسيكه درباره كواكب معتقد است آنها مدبّر اينعالم و موجد آن مىباشند و غير از اين طايفه صنفى ديگر از منجّمين را محكوم بكفر ندانست چنانچه تتمّه كلام مزبور انشاء اللّه عنقريب خواهد آمد.
و جاى شكّ و ترديد نيست كه اين اعتقاد البتّه يا مآش انكار صانع بوده و يا امرى كه از ضروريّات دين محسوب مىشود و آن فعل حقتعالى يعنى ايجاد عالم و تدبير آن مىباشد.
بلكه از ظاهر كلام برخى بدست مىآيد كه لفظ تنجيم اصطلاح در اوّل يعنى منكر صانع گرديده است.
مقاله شارح نخبه (ره)
مرحوم سيّد عبد اللّه شارح كتاب نخبه مىفرمايد:
منجّم كسى است كه قائل به قدم افلاك و نجوم بوده و به مفلك و خالقى معتقد نباشد، اين طائفه فرقهاى از طبيعيّون بوده كه از « انواء » طلب باران مىنمايند و در نوشتهجات علماء شيعه و سنّى از گروه كفّار شمرده مىشوند.
ايشان معتقدند انسان همچون سائر حيوانات تا ماداميكه زنده است اكل و شرب و ازدواج داشته و پس از مرگ باطل و مضمحل مىگردد و جميع اصول پنجگانه يعنى معارف خمس را منكر مىباشند.
تمام شد كلام سيّد شارح نخبه (ره).
كلامى ديگر از شارح نخبه (ره)
سپس سيّد عليه الرّحمه فرموده:
و امّا اين طائفه كه برخى از اوضاع سيّارات را استخراج كرده و بسا احكام مبهم و پيچيدهاى را بطور تخمين و حدث بيان نموده و تقليدا از حكماء قديم اين