تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٣ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
و مقصود از « اوضاع فلكى» حالات و آثارى است كه بر كواكب مترتّب است همچون خسوف و كسوف و احتراق و امثال آن.
قوله: بين النيّرين: يعنى خورشيد و ماه.
قوله: او غيره: يا غير خسوف و كسوف مثل اخبار از مواضع قمر همچون بودن قمر در برج عقرب.
قوله: بل يجوز الاخبار بذلك: مشار اليه « ذلك » اوضاع فلكى است.
قوله: اذا استند الى ما يعتقده برهانا: ضمير فاعلى در « استند » به اخبار راجع است.
قوله: و قد اعترف بذلك: مشار اليه « ذلك » جواز اخبار مىباشد.
قوله: ممّن انكر التّنجيم: يعنى كسانيكه جواز تنجيم را انكار كردهاند.
قوله: منهم السّيّد المرتضى: در كتاب غرر الدّرر.
قوله: و الشّيخ ابو الفتح الكراجكى: در كتاب كنز الفوائد.
قوله: على اصابتهم فى الاحكام: ضمير در « اصابتهم » به منجّمين راجع است.
قوله: و انفصالها: يعنى انفصال كواكب و مقصود از آن چهار حالت تسديس و تربيع و تثليث و مقابله مىباشد.
قوله: من باب الحساب: يعنى محاسبات رياضى كه نوعا و غالبا اشتباه در آن يا واقع نشده و يا در صورت وقوع در غايت ندرت و قلّت است.
قوله: و سير الكواكب: كه مىتوان آن را با دستگاههاى رصدى و نجومى معلوم و مشخّص نمود.
قوله: و لو لم يكم الفرق الخ: جواب « لو » محذوف است و تقدير عبارت چنين مىباشد.
و لو لم يكن الفرق بين الامرين الّا الاصابة الدّائمة المتّصلة فى الكسوفات و ما يجرى مجراها لكفى.
قوله: فلا يكاد تبين فيها خطاء: ضمير در « فيها » به اوضاع فلكى راجع است.
قوله: فحمل احد الامرين على الآخر: مقصود از « احد الامرين» اخبار از احكام بوده و از « الآخر » اخبار از اوضاع فلكى مىباشد.