تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦١ - جمع بين اخبار مذكور
سزاوارتر باشد از اين گذشته اگر صرف اين روايت از ظاهرش نمىبود لازم و واجب بود كه يا شعر را به شعر زن اختصاص داده و بگوئيم تنها اتّصال اين موى مورد نهى مىباشد و يا اگر اين تخصيص را مرتكب نشده و شعر را بعمومش باقى گذارديم مىبايد آنرا مقيّد كنيم بموردى كه شخص يا ديگرى در مقام تدليس باشد لذا دليلى بر تحريم در غير مقام تدليس مانند آنجائيكه زن شوهردار خود را براى شوهرش آرايش كند نداريم خصوصا بملاحظه مضمونى كه در روايت علىّ بن جعفر از برادر بزرگوارش مولانا الكاظم عليه السّلام وارد شده، در اين روايت سؤال از زنى شده كه موى را از صورت خود كنده.
امام عليه السّلام در جواب فرمودند: اشكالى ندارد.
اين روايت نيز قرينه است بر اينكه اطلاق لعن در روايت نبوى را كه متوجّه نامصه شده بايد از ظاهرش صرف كرده و بگوئيم مقصود موردى است كه ماشطه درصدد تدليس باشد يا منظور از نهى حرمت نبوده بلكه كراهت مىباشد.
بلى، در خال كوبيدن اطفال امر مشكل بوده و نمىتوان به حلّيت و جواز آن قائل شد زيرا اين عمل نسبت بايشان موجب ايذاء و آزار بوده بدون اينكه مصلحتى بر آن مترتّب باشد.
البتّه اين كلام در صورتى صحيح است كه در كوبيدن خال نسبت به غير زن مزوّجه هيچ مصلحتى ندانيم مگر صرف تدليس و اظهار شدّت بياض بدن و صفاء آنكه بملاحظه احداث نقطه سبز در بدن بنظر اينطور مىآيد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ولى انصاف آنستكه تدليس بودن كوبيدن خال در بدن مشكل بوده بلكه ممنوع مىباشد چه آنكه اين امر بملاحظه اختلاطى كه بين سفيدى و سبزى حاصل شده در حقّ زن زينت حساب مىشود نه آنكه موهم معنائى باشد كه بحسب واقع معدوم بوده و بيننده وجود و ثبوتش را توهّم كند.
بلى، احداث نقش در دست و پاها ممكنست غالبا موهم بياض و صفاء پوست بوده كه در واقع ثابت نيست و اين همان تدليس بحساب مىآيد چنانچه خط سياهى كه نوعا مشّاطهگران بالاى ابروها كشيده يا دو ابرو را بيكديگر متّصل كرده تا بتوهّم