تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٤ - فروع فقهى
دلالتى بر اين ندارد كه تصوير صورت ناقص جايز است.
مؤلّف گويد:
وجه عدم دلالت شايد اين باشد كه رجحان تغيير صورت حكمى است استحبابى براى صرف تخلّص از ارتكاب كراهت خواندن نماز در مكانى كه صورت وجود دارد و پرواضح است كه بين آن و جواز تصوير صورت ناقصه هيچ ملازمهاى وجود ندارد چه آنكه ابقاء صورت ناقصه غير از ايجاد آن مىباشد.
[فروع فقهى]
فرع
اگر كسى بعضى از اجزاء حيوانى را تصوير كند در اينكه فعلش حرام يا جائز است بايد نظر و تأمّل نمود بلكه مىتوان فتوا به منع و حرمت داد، بنابراين اگر نصف حيوان از سر آنرا تا وسطش تصوير نمايد در صورتيكه باقى آنرا موجود فرض كند باين نحو كه آنرا انسانى تصوّر كند كه نشسته و از وسط به پائين او آشكار نيست، تصويرش حرام مىباشد.
و اگر تنها همان نصفى را كه ترسيم و تصوير كرده قصد داشته باشد نه غير آنرا عملش حرام نيست مگر آنكه بهمان نصف كشيده شده حيوان صادق باشد.
فرع ديگر
اگر شخصى كه تصويرى را نيمه كشيده و گفتيم عملش حرام نيست بعدا تصميم گرفت صورت را تكميل كند بايد بگوئيم اتمام آن حرام است زيرا بواسطه اكمال آن تصوير صادق بوده و حرام تحقّق پيدا مىكند.
فرع ديگر
اگر شخصى مشغول به تصوير و ترسيم حيوانى شد عملش از ابتداء امر حرام است اگرچه در اثناء منصرف شده و آنرا تكميل و اتمام نكند منتهى جاى اين سؤال است كه گفته شود:
آيا فعل حرامى را كه وى مرتكب شده حرمتش از حيث صدق تصوير است يا