تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٠ - مسئله ششم تنجيم و حكم آن
آيا براى علم نجوم اصل و مأخذى مىباشد؟
حضرت فرمودند:
بلى، پيامبرى از پيامبران قومش بوى عرضه داشتند:
ما بتو ايمان نخواهيم آورد مگر آنكه ابتداء خلق و آجال و عمر ايشان را بما نشان دهى.
پس خداوند متعال به ابرى وحى نمود تا بر ايشان باران ببارد، امر چنين شد و اطراف كوه آبى صاف و زلال جمع گرديد.
سپس خداوند عزّ و جلّ به خورشيد و ماه و ستارگان امر فرمود كه در آن آب جارى گردند.
پس از آن حقتعالى بآن پيامبر وحى فرمود كه خود و قومش بالاى كوه بروند، ايشان چنين كرده و ببالاى كوه برآمده و بر آب اطراف آن مسلّط گرديده و تمام حركات شمس و قمر و نجوم ديگر را ملاحظه كرده بطورى كه ابتداء خلقت و عمر مخلوقات و ساعات شب و روز را مطّلع گرديدند و بسا برخى از آنها آگاه شد كه در چه وقت فوت كرده و چه زمان بيمار شده و چه كسى صاحب فرزند گرديده و چه شخصى بدون فرزند مىماند.
بهرصورت مدّتى بهمين منوال گذشت و برههاى از زمان منقضى شد تا حضرت داود على نبيّنا و آله عليه و عليهم السّلام با ايشان بخاطر كفرشان بمقاتله پرداخت، ايشان بواسطه علمى كه بر ايشان حاصل بود كسانى را در عرصه كارزار آوردند كه اجلشان فرانرسيده بود و آنانكه عمرشان تمام شده و مىبايد از دنيا بروند را در خانههايشان نشاندند لذا در حين حرب و جنگ پيوسته از اصحاب داود عليه السّلام افراد كشته مىشدند ولى از ايشان حتّى يكنفر نيز بقتل نمىرسيد.
داود عليه السّلام به درگاه حقتعالى ناليد و عرض كرد:
بارالها ما بر طاعت تو مقاتله نموده ولى ايشان بر معصيت تو محاربه مىكنند پس چه شده كه اصحاب من بقتل رسيده ولى از ايشان احدى كشته نمىشود.
خداوند عزّ و جلّ بوى وحى نمود كه من ايشانرا از ابتداء خلق و عمرشان مطّلع ساختم لذا كسانى را كه هنوز مرگشان نرسيده را بحرب تو فرستاده و آنانكه عمرشان