تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩ - تفسير فرشتگان بندگان شايسته و فرمانبردار
هر گونه شرك (و ضمنا نفى فرزند بودن حضرت مسيح) در ميان بود، آيات مورد بحث همه در مورد نفى فرزند بودن فرشتگان است.
توضيح اينكه: بسيارى از مشركان عرب عقيده داشتند كه فرشتگان، فرزندان خدا هستند، و به همين دليل گاه آنها را پرستش مىكردند، قرآن صريحا در آيات فوق، اين عقيده خرافى و بىاساس را محكوم كرده و بطلان آن را با دلائل مختلف بيان مىكند.
نخست مىگويد:" آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است" (وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً).
اگر منظورشان فرزند حقيقى باشد كه لازمه آن جسم بودن است، و اگر" تبنى" (فرزندخواندگى) كه در ميان عرب معمول بوده است باشد، آن نيز دليل بر ضعف و احتياج است، و از همه اينها گذشته اصولا كسى نياز به فرزند دارد كه فانى مىشود، براى بقاء نسل و كيان و آثار او بايد فرزندش حيات او را در درازمدت ادامه دهد، يا براى عدم احساس تنهايى و انس گرفتن يا كسب قدرت است، اما يك وجود ازلى و ابدى و غير جسمانى و از هر نظر بىنياز، فرزند در مورد او معنى ندارد.
لذا بلافاصله مىفرمايد:" منزه و پاك است او از اين عيب و نقص" (سُبْحانَهُ).
سپس اوصاف فرشتگان را در شش قسمت بيان مىكند كه مجموعا دليل روشنى است بر نفى فرزند بودن آنها:
١-" آنها بندگان خدا هستند" (بَلْ عِبادٌ).
٢-" بندگانى شايسته و گرامى داشته" (مُكْرَمُونَ).
آنها همچون بندگان گريزپا نيستند كه تحت فشار مولى، تن به خدمت مىدهند بلكه بندگانى هستند، از هر نظر شايسته كه راه و رسم عبوديت را خوب مىدانند، و به آن افتخار مىكنند، خدا نيز آنها را به خاطر اخلاصشان در عبوديت