تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨ - تفسير سرنوشت دردناك سامرى!
گرفتار بيمارى مىشد.
يا اينكه سامرى گرفتار يك نوع بيمارى روانى به صورت وسواس شديد و وحشت از هر انسانى شد، به طورى كه هر كس نزديك او مىشد فرياد مىزد" لا مِساسَ" (با من تماس نگيريد!) [١] مجازات دوم سامرى اين بود كه موسى ع كيفر او را در قيامت به او گوشزد كرد و گفت" تو وعدهگاهى در پيش دارى- وعده عذاب دردناك الهى- كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد" (وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ) [٢] سومين برنامه اين بود كه موسى به سامرى گفت:" به اين معبودت كه پيوسته او را عبادت مىكردى نگاه كن و ببين ما آن را مىسوزانيم و سپس ذرات آن را به دريا مىپاشيم" (تا براى هميشه محو و نابود گردد) (وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً).
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد:
نخست اينكه جمله" لنحرقنه" (ما آن را قطعا مىسوزانيم) دليل بر آن است كه گوساله جسم قابل سوختن بوده و اين عقيده كسانى را كه مىگويند:
گوساله طلايى نبود بلكه به خاطر خاك پاى جبرئيل تبديل به موجود زندهاى شده بود تاييد مىكند.
در پاسخ مىگوئيم: ظاهر جمله" جَسَداً لَهُ خُوارٌ" آن است كه گوساله مجسمه بيجانى بود كه صدايى شبيه صداى گوساله (به طريقى كه قبلا گفتيم)
[١] تفسير قرطبى جلد ٦ صفحه ٤٢٨١.
[٢]" لَنْ تُخْلَفَهُ" فعل مجهولى است كه نائب فاعل آن در اينجا سامرى، و ضمير آن، مفعول دوم مىباشد و فاعل آن در اصل خدا است و معنى جمله رويهمرفته چنين است:
براى تو موعدى است كه خداوند آن را در باره تو تخلف نخواهد كرد.