تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦ - تفسير سرنوشت دردناك سامرى!
درون گوساله است، و در تفسير دوم به معنى رها كردن تعليمات موسى ع است و بالآخره" بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ" در تفسير اول اشاره به مجاهده جبرئيل است كه به صورت اسب سوارى آشكار شده بود (شايد بعضى ديگر هم او را ديدند، ولى نشناختند) ولى در تفسير دوم اشاره به اطلاعات خاصى در باره آئين موسى ع است.
به هر حال هر يك از اين دو تفسير، طرفدارانى دارد و داراى نقاط روشن و يا مبهم است، ولى رويهمرفته تفسير دوم از جهاتى بهتر به نظر مىرسد، بخصوص اينكه در حديثى در كتاب" احتجاج طبرسى" مىخوانيم هنگامى كه امير مؤمنان على ع بصره را فتح كرد، مردم اطراف او را گرفتند و در ميان آنها" حسن بصرى" بود، و الواحى با خود آورده بود كه هر سخنى را امير مؤمنان على ع مىفرمود: فورا يادداشت مىكرد، امام با صداى بلند او را در ميان جمعيت مخاطب قرار داد و فرمود: چه مىكنى؟! عرض كرد آثار و سخنان شما را مىنويسم تا براى آيندگان بازگو كنم، امير مؤمنان فرمود:
اما ان لكل قوم سامريا و هذا سامرى هذه الامة! انه لا يقول لا مساس و لكنه يقول لا قتال:
" بدانيد هر قوم و جمعيتى سامرى دارد، و اين مرد (حسن بصرى) سامرى اين امت است! تنها تفاوتش با سامرى زمان موسى ع اين است كه هر كس به سامرى نزديك مىشد مىگفت لا مساس (هيچ كس با من تماس نگيرد) ولى اين به مردم مىگويد لا قتال (يعنى نبايد جنگ كرد حتى با منحرفان، اشاره به تبليغاتى است كه حسن بصرى بر ضد جنگ جمل داشت) [١] از اين حديث چنين استفاده مىشود كه سامرى نيز مرد منافقى بوده است كه با استفاده از پارهاى مطالب حق بجانب، كوشش براى منحرف ساختن مردم داشته است و اين معنى با تفسير دوم مناسبتر مىباشد.
[١] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٣٩٢.