تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - تفسير موسى (ع) نيز به ميدان مىآيد
هزاران نفر بودند بپذيريم مفهومش اين مىشود كه در يك لحظه هزاران عصا و طناب كه مواد مخصوصى در درون آنها ذخيره شده بود، به وسط ميدان انداختند.
" ناگهان طنابها و عصاهايشان به خاطر سحر آنها، چنان به نظر مىرسيد كه دارند حركت مىكنند"! (فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى).
آرى به صورت مارهايى كوچك و بزرگ، رنگارنگ در اشكال مختلف به جنب و جوش درآمدند، آيات ديگر قرآن در اين زمينه مىخوانيم كه" آنها چشم مردم را سحر كردند و آنها را در وحشت فرو بردند و سحر عظيمى به وجود آوردند" سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ (اعراف- ١١٦).
و به تعبير آيه ٤٤ سوره شعراء،" ساحران صدا زدند كه به عزت فرعون ما پيروزيم" وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ.
بسيارى از مفسران نوشتهاند كه آنها موادى همچون" جيوه" در درون اين طنابها و عصاها قرار داده بودند كه با تابش آفتاب، و گرم شدن اين ماده فوق العاده فرار، حركات مختلف و سريعى به آنها دست داد، اين حركات مسلما راه رفتن نبود، ولى با تلقينهايى كه ساحران به مردم كرده بودند، و صحنه خاصى كه در آنجا به وجود آمده بود، اين چنين در چشم مردم مجسم مىشد كه اين موجودات جان گرفتهاند و مشغول حركتند! (تعبير" سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ" يعنى چشم مردم را سحر كردند، نيز اشاره به همين معنى است و همچنين تعبير" يُخَيَّلُ إِلَيْهِ" يعنى در نظر موسى چنين منعكس شد- نيز ممكن است اشاره به همين معنى باشد).
به هر حال صحنه بسيار عجيبى بود، ساحران كه هم تعدادشان زياد بود