تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - تفسير موسى (ع) نيز به ميدان مىآيد
و هم آگاهيشان در اين فن، و طرز استفاده از خواص مرموز فيزيكى و شيميايى اجسام و مانند آن را به خوبى مىدانستند، توانستند آن چنان در افكار حاضران نفوذ كنند كه اين باور براى آنها پيدا شود كه اينهمه موجودات بىجان، جان گرفتند.
غريو شادى از فرعونيان برخاست، گروهى از ترس و وحشت فرياد زدند و خود را عقب مىكشيدند!.
" اوجس" از ماده" ايجاس" در اصل از" وجس" (بر وزن حبس) به معنى صداى پنهان گرفته شده است، بنا بر اين" ايجاس" به معنى يك احساس پنهانى و درونى است، و اين تعبير نشان مىدهد كه ترس درونى موسى، سطحى و خفيف بود تازه آن هم به خاطر اين نبود كه براى صحنه رعبانگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد، بلكه از اين بيم داشت كه نكند مردم تحت تاثير اين صحنه واقع شوند، آن چنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد.
يا اينكه پيش از آنكه موسى مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترك گويند يا از صحنه بيرونشان كنند و حق آشكار نگردد.
چنان كه در خطبه ٦ نهج البلاغه مىخوانيم:
لم يوجس موسى (ع) خيفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال:
" موسى ع هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد، بلكه از آن ترسيد كه جاهلان غلبه كنند و دولتهاى ضلال، پيروز شوند". [١]
[١] على (ع) اين سخن را زمانى مىگويد كه از انحراف مردم نگران است و به اين حقيقت اشاره مىكند كه نگرانى من نه به خاطر آنست كه در حق ترديدى داشته باشيم من از آن روز كه حق را ديدم كمترين ترديدى در آن نكردم بلكه به خاطر انحراف مردم نگرانم!.