نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
میراند و به جلو میبرد ، علت غائی مثل قائد است که از جلو میکشد ، مثل
یک جذبهای که یک شیء را به سوی خودش میکشد . ما از قرآن چنین استنباط
میکنیم که گذشته از این نظم بسیار دقیقی که در اشیاء هست ، قوه هدایتی
در اشیاء وجود دارد که اینها را میکشاند . در آنجا ما بحث کردیم این
هدایتهای عجیبی که در اشیاء مخصوصا در جانداران هست ، نظم داخلی و نظم
ماشینیشان ، برای چنین هدایتی کافی نیست خصوصا آنهایی که از نوع ابتکار
است و حتی از نوع تطبیق دادن خود بر احتیاجات جدید و احتیاجات غیر
پیش بینی شده است .
این یک اصلی است که در قرآن خیلی هم روی آن تکیه شده است ، اصل
هدایت اشیاء ، و قرآن میفرماید که ما هیچ چیزی را عاری از هدایت خلق
نکردیم : " « ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی »" [١] ( با " ثم
" ذکر کرده است ) در ساختمان هر چیزی آنچه که برای آن چیز لازم است
قرار دادیم و سپس او را هدایت کردیم . آنچه که در اینجا من میخواهم به
آن استدلال کنم این " کل شیء " است ، یعنی هر موجودی ، در هر مرتبهای ،
به هر نوع هدایتی که نیاز دارد و در مسیر تکاملی آن قرار گرفته است آن
هدایت به او داده شده است . بنابراین ما باید ببینیم که انسان در چه
مرتبهای و در چه مرحلهای از تکامل است و در آن مرحله به چه هدایتهایی
نیازمند است . اگر ما نیازمندی را ثابت کردیم - ممکن است شما آن را
قبول نکنید ، آن یک حرفی است ، ولی اگر نیازمندی بشر را به هدایت وحی
قبول کردیم - به حکم قرآن که هیچ موجودی در مرتبهای که احتیاج دارد به
یک هدایت، مهمل گذاشته نمیشود ، باید قبول کنیم چنین هدایتی وجود دارد.
باز نظیر این است : " « الذی خلق فسوی ٠ و الذی قدر فهدی »" [٢]
. آنجا هم باز خلقت و تسویه و تعدیل و تکمیل ( ساختمان شیء ) علیحده ذکر
شده ، و هدایت به عنوان یک امر علیحده ذکر شده است . " « و لکل وجهة
هو مولیها »" [٣] ( این همان اصل غائیت است ) هر چیزی در جهان یک
وجههای ، یک طرفی دارد ، یک غایتی دارد که آن غایت را پیش میگیرد
یعنی اشیاء تنها از پشت سر رانده نمیشود که همین علل مادی باشد ، به
[١] طه / . ٥٠ [٢] اعلی / ٢ و [٣] [٣] بقره / . ١٤٨